پیام خراسان - ایرنا / آهنگساز و رهبر بینالمللی ارکستر با اشاره به ۵۷ سال زندگی در خارج از ایران گفت: هیچوقت ایران از یادم نرفته و علاقهام به آن تغییر نکرده است؛ به خصوص این روزها بیش از هر زمان دیگری دلم میخواهد هر کاری از دستم برمیآید برای کشورم انجام دهم. به گزارش خبرنگار موسیقی ایرنا، علی رهبری موسیقیدان، آهنگساز و رهبر بینالمللی ارکستر متولد پنجم خردادماه ۱۳۲۷ در تهران، فارغالتحصیل هنرستان عالی موسیقی ملی و آکادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین اتریش است. علی رهبری اکنون ساکن اتریش است و در این کشور با نام الکساندر مشهور است. او بیش از ۱۳۰ ارکستر سمفونیک مطرح دنیا همچون وین، برلین، لندن، آمستردام، بروکسل، تورنتو، توکیو، چین و مکزیک را رهبری کرده و در ضبط حدود ۲۵۰ آلبوم اثر موسیقی کلاسیک جهانی با مهمترین ارکسترها و اُپراهای دنیا همکاری داشته است. رئیس هنرستان عالی موسیقی ملی و کنسرواتوار تهران در ۲۵ سالگی (به مدت سه سال)، سمت رهبر دایم میهمان در ارکسترهایی همچون فیلارمونیک رادیو تلویزیون بلژیک، فیلارمونیک چک و فیلارمونیک بلگراد، مدیریت هنری ارکسترهای سمفونیک شهرهای بروکسل، مالاگا، زاگرب و مالاگا از سوابق این هنرمند است. برنده مدال طلا در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در فرانسه، برنده مدال نقره در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در سوییس، دریافت مدال طلای حقوق بشر در سال ۱۳۵۴، نشان دورژاک به دلیل همکاری با ارکستر فیلارمونیک چک، جایزه شیر طلایی آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه بوداپست مجارستان از افتخارات علی رهبری است. این آهنگساز تاکنون مسترکلاسهای متعددی را در کشورهای مختلف از جمله ترکیه، اوکراین، آفریقای جنوبی و اسلوواکی برای نوازندگی در ارکستر تشکیل داده است. «خون ایرانی روی سُل»، «نوحهخوان برای ویولن و ارکستر»، «موسیقی برای حقوق بشر»، «نیمهماه»، «بیروت»، «باله ایرانی»، «چنین گفت زرتشت»، «اُپرای غمنامه ایرانیان» و «مرشد» از آثار علی رهبری است. وی اکنون سمت رهبر دایم میهمان ارکستر سمفونیک اُپرای مارینسکی سنت پترزبورگ روسیه را برعهده دارد. به مناسبت سالروز تولد علی رهبری با او گفت و گو کردهایم که در ادامه میآید. چگونگی علاقهمندی به موسیقی علی رهبری درباره چگونگی علاقهمندی خود به موسیقی اظهار کرد: علاقهمندی من به موسقی از پنج سالگی و با حمایتهای بیدریغ مادرم آغاز شد. او با مشاهده علاقه وافرم به موسیقی، مرا نزد استاد نوری از شاگردان برجسته استاد ابوالحسن صبا برد تا آموزش ویولن را آغاز کنم. این گام بزرگ، با تشویقهای استاد نوری و همت مادرم، راه مرا به هنرستان موسیقی باز کرد. در هنرستان، زیر نظر حسین دهلوی آموزش دیدم؛ او که گویی استعدادی در من دیده بودند، انرژی و تمرکز ویژهای برای پرورشم گذاشت. وی گفت: در ۱۷ سالگی به پیشنهاد اساتید برای ادامه تحصیل راهی وین شدم و در آکادمی موسیقی این شهر، در رشتههای آهنگسازی و رهبری ارکستر به تحصیل پرداختم. در ۲۳ سالگی، به عنوان دستیار در همان آکادمی که بعدها به دانشگاه تبدیل شد استخدام شدم. رهبری افزود: مدت کوتاهی بعد، از من دعوت شد تا به ایران بازگردم و ریاست هنرستان عالی موسیقی ملی را پس از اساتیدی همچون حسین دهلوی و مصطفی کمال پورتراب برعهده بگیرم. با توجه به اینکه در آن زمان تنها ۲۵ سال داشتم، بلافاصله دو ارکستر «ژونس موزیکال» (برای اجرا در سراسر ایران) و «ارکستر کنسرواتوار تهران» را راهاندازی کردم. این آهنگساز بیان کرد: در همین دوران، سعدی حسنی رئیس وقت اُپرای تهران که شخصیتی تاثیرگذار در موسیقی ایران بود، با تکیه بر ارتباطات بینالمللی خود اصرار داشت که در مسابقات جهانی رهبری ارکستر شرکت کنم. بدین ترتیب، پس از سه سال فعالیت در ایران، در مسابقه معتبر «بزانسون» فرانسه شرکت کردم و با کسب مدال طلا، درهای موفقیت جهانی به رویم گشوده شد و دعوتنامههای بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا دریافت کردم. وی اظهارداشت: سال بعد از این رویداد نیز در مسابقات ژنو که رقابتی میان برگزیدگان جهان بود، شرکت کردم. در آن دوره با وجود رقابت سنگین که مانند نبرد گلادیاتورها بود، به دلیل برخی مسائل فنی ارکستر، مدال طلا به کسی داده نشد و من موفق به دریافت مدال نقره شدم که بالاترین رتبه اعطا شده در آن سال بود. بازار رهبری گفت: پس از آن، توجه هربرت فون کارایان رهبر ارکستر مشهور اتریشی به من جلب شد و از من دعوت کرد تا به برلین بروم. خیلی زود، در حالی که ۳۰ ساله بودم، از من دعوت شد که ارکستر فیلارمونیک برلین را رهبری کنم. پس از نخستین رهبری، بلافاصله برای اجرای دوم، سوم و چهارم نیز دعوت شدم. این رهبر ارکستر بیان کرد: همچنین من در این دوره به عنوان دستیار و جانشین کارایان منصوب شدم؛ یعنی اگر آقای کارایان در دوره فعالیت دچار بیماری یا مشکلی میشد، من باید به جای او رهبری میکردم. این مسئولیت طبق قراردادی بود که با دستمزدی مشخص به من داده بودند تا هر روز در آنجا حضور داشته باشم و در کنار کارایان به عنوان دستیار فعالیت کنم. رهبری اظهار کرد: این دوره، موفقیت بسیار بزرگی برایم بود. پس از آن، رهبر مهمان دائم ارکستر فیلارمونیک چک شدم که یکی از بزرگترین ارکسترهای جهان بود. سپس به عنوان مدیر هنری ارکستر فیلارمونیک بروکسل در شهر بروکسل یعنی پایتخت اروپا، مشغول به کار شدم و حدود ۱۲ سال آنجا بودم. در کنار این فعالیتها، بیش از ۴۰ اُپرا را رهبری و ضبط کردم و بیش از ۲۵۰ آلبوم دیگر نیز در زمینه موسیقی ضبط کردم. این موسیقیدان درباره تجربههای خود گفت: در مجموع تا امروز، بیش از ۱۳۰ ارکستر در سراسر جهان را رهبری کردهام که ۱۰ مجموعه از آنها ارکسترهای چینی بودهاند. بعد از بروکسل، در زاگرب مدیر هنری شدم سپس در مالاگا، و بعد هم در پراگ با ارکستر مجلسی پراگ همکاری کردم. در ادامه فعالیت به عنوان رهبر ارکستر، افتخارات زیادی هم نصیبم شد. در پراگ به من مدال دوژاک را به دلیل اجرای آثار دوژاک دادند. در بلژیک بالاترین نشان هنری آن کشور را دریافت کردم و در اسپانیا نیز در شهر مالاگا بالاترین نشان هنری به من اهدا شد. در هر کجا که بودم، محبت زیادی از مردم و هنرمندان دیدم. تجربه حضور در اُپرای مارینسکی رهبری بیان کرد: زیباترین و بالاترین مقامی که تا امروز داشتهام، همین جایگاهی است که اکنون دارم؛ یعنی همکاری در اُپرای مارینسکی روسیه و همکاری با والری گرگیف یکی از برجستهترین رهبران ارکستر جهان است. اکنون سالی حدود هفت تا هشت کنسرت با ارکستر مارینسکی اجرا میکنم؛ ارکستری که از بهترین ارکسترهای دنیاست. وی ادامه داد: اُپرای مارینسکی روسیه مهد فعالیت بزرگانی همچون چایکوفسکی، استراوینسکی و کورساکوف است؛ جایی که بزرگترین آهنگسازان دنیا در آن رشد کرده و آثارشان را ساختهاند. همکاری با والری گرگیف که به عقیده من، «رهبر قرن» است، افتخاری است که حتی در خواب هم نمیدیدم. دو هفته دیگر، بیست و نهمین برنامهام را به عنوان رهبر مهمان دائم در این مجموعه اجرا خواهم کرد. این رهبر بینالمللی ارکستر گفت: جایگاه اُپرای مارینسکی در جهان بینظیر است؛ این مجموعه با بیش از ۴۰۰ نوازنده و صدها خواننده اُپرا و هنرمند مانند یک شهر بزرگ هنری است. برایم افتخار بزرگی است که بهترین زمانها و کنسرتها را در اختیارم گذاشتهاند. رهبری افزود: یکی از ارزشمندترین کارهایم در مارینسکی، معرفی هنرمندان ایرانی بوده است. قطعات آهنگسازانی همچون مهران روحانی و امیرمهیار تفرشیپور را در این مجموعه جهانی اجرا کردم و هنرمندانی مثل رضا فکری (خواننده اُپرا)، امین غفاری (نوازنده ویولن)، آیدین علیانسب و مهسا خراطیان (نوازندگان تار) را به مارینسکی دعوت کردم که اغلب این اجراها در کنسرتهای ویژه جشن نوروز بود. برای من و هر موسیقیدان دیگری، سطحی بالاتر از مارینسکی در هیچ جای دنیا وجود ندارد. این رهبر بینالمللی ارکستر بیان کرد: در تمام این سالها، آهنگسازی هم همیشه بخشی از زندگیام بوده است؛ سه اُپرا نوشتهام، آثار موزیکال هم ساختهام و قطعاتی برای دوتار نیز نوشتهام. همیشه در کنار فعالیتهای دیگرم، آهنگسازی را ادامه دادهام. وی اظهارداشت: با این وجود، هیچ وقت علاقه نداشتم وقتی خودم مدیر هنری یک ارکستر بودم، قطعات خودم را رهبری کنم؛ چون همیشه فکر میکردم آثار آهنگسازان دیگر مهمتر هستند. اکنون بیشتر به عنوان رهبر میهمان دائم فعالیت میکنم، چون دیگر مدیر هنری نیستم. هیچ وقت ایران را فراموش نکردم رهبری بیان کرد: در این ۵۷ سالی که خارج از ایران زندگی کردهام، هیچوقت ایران از یادم نرفته است. همیشه سعی کردهام هر جا که امکان داشته به ایرانیها؛ نوازندگان، آهنگسازان و رهبر ارکستر کمک کنم، هر زمان که توانستهام، تلاش کردهام راهی برای پیشرفت آنان گشوده شود. وی گفت: آثاری که به ایران مربوط هستند نیز بخش مهمی از آثارم بودهاند؛ از جمله قطعه «نوحهخوان» و «مادرم ایران» که تاکنون بارها در نقاط مختلف دنیا اجرا و ضبط شدهاند. خوشبختانه آقای گرگیف هم از آثارم بسیار حمایت کرده و قطعه «چنین گفت زرتشت» تاکنون سه بار در مارینسکی اجرا شده است. بسیاری از آثارم به ایران و موسیقی ایرانی ارتباط دارند و تا جایی که توانستهام، قطعات خوب آهنگسازان ایرانی را هم در اینجا اجرا کردهام. این آهنگساز افزود: علاقهام به ایران هیچ وقت تغییر نکرده است؛ به خصوص این روزها بیش از هر زمان دیگری دلم میخواهد هر کاری از دستم برمیآید برای کشورم انجام دهم. همان زمانی که در ۲۵سالگی به ایران بازگشتم، با تمام توان کار کردم و توانستم در مدت سه سال، یک ارکستر، یک هنرستان درجه یک و مجموعهای از کارهای مهم را پایهگذاری کنم البته مشکل از آن زمان هم این بود که برخی مسئولان، شناخت و آگاهی کافی نسبت به موسیقی و اهمیت آن نداشتند؛ امروز هم تا حدی همان مشکل وجود دارد. این رهبر بینالمللی ارکستر خاطرنشان کرد: با این وجود، عشقم به ایران هیچگاه کم نشده است. ایران را دوست دارم و هر کاری از دستم بر بیاید، با دل و جان برای آن انجام میدهم. بازگشت به میهن و چالشهای موسیقی رهبری با اشاره به بازگشت به میهن اظهار کرد: ۲۰ سال پیش، پس از ۳۰ سال دوری از میهن (چرا که سه سال پیش از انقلاب ایران را ترک کرده بودم)، به ایران بازگشتم. در آن زمان هیچ تصوری از وضعیت موسیقی در کشور نداشتم اما با دیدن استعداد نوازندگان شگفتزده شدم؛ آنان در سطح بسیار بالایی بودند. وی گفت: در آن زمان موفق شدیم «سمفونی نهم بتهوون» را در مدت یک هفته آماده کنیم و با کیفیتی تراز اول به روی صحنه ببریم. سه ماه در ایران کنسرت برگزار کردم و همه چیز عالی پیش میرفت اما متاسفانه با همان مشکل دیرینه ایران مواجه شدم؛ نبود مسئولانی که این توانمندی را درک کنند. این رهبر بینالمللی ارکستر افزود: ۱۰ سال پیش نیز بار دیگر به ایران آمدم و مسئولیت ارکستر را بر عهده گرفتم. در آن یک سال، ارکستر به چنان سطح بالایی رسید که از کشورهای مختلف از جمله چین دعوتنامه دریافت کرد اما باز هم به دلیل ناآگاهی مسئولان و عدم درک آنان از جایگاه هنرمندان، ناچار به ترک ایران شدم. رهبری بیان کرد: در آن زمانه متاسفانه مسئولیتها را به افرادی با سطح کیفی بسیار پایین سپردند که حتی در سفر به چین نیز نتوانستند اعتبار ارکستر را حفظ کنند و همین باعث شد دیگر از ارکستر ایران دعوتی نشود. با این حال، علاقه من به ایران هرگز تغییر نکرده است. جوانان ما ثابت کردند که میتوانند در بالاترین سطح جهانی باشند اما به شرطی که با افراد باتجربه کار کنند؛ چرا که با حرف، وعده و دروغ، کار هنری پیش نمیرود. آسیبشناسی موسیقی و ارکستر سمفونیک تهران این رهبر بینالمللی ارکستر درباره وضعیت ارکستر سمفونیک تهران گفت: باید تعارف را کنار گذاشت. این تکرار مکررات که «باید درست کنیم» یا «درست میشود»، پس از دههها دیگر شنیدنی نیست. مشکل اصلی اینجاست که وقتی سطح استعداد و تجربه نوازندگان از رهبر ارکستر بالاتر باشد، نتیجه معکوس خواهد بود؛ درست مانند کُشتی یا فوتبال. وی گفت: در ایران سالهاست که بهانههایی مثل بودجه یا ضعف امکانات مطرح میشود اما اینها حرفهای بیهودهای است که از زبان مسئولان ناآگاه شنیده میشود. جوانان نوازنده ایرانی ۲۰ سال پیش ثابت کردند که میتوانند در یک هفته، «سمفونی نهم بتهوون» را در سطحی جهانی اجرا کنند. پس مشکل از نوازنده نیست؛ مشکل نبود «رهبر کاردان» است. رهبری افزود: برجستهترین رهبران دنیا معتقدند که ارکستر بد وجود ندارد، تنها رهبر بد وجود دارد. در ایران، ما با فقدان رهبران باتجربه روبه رو هستیم. رهبر ارکستر باید کسی باشد که در ۶۰ یا ۷۰ سالگی، دست کم ۴۰ سال از این راه امرار معاش کرده و تجربه اندوخته باشد؛ نه کسی که با چند اجرای دانشجویی یا در کنار هم قرار دادن قطعات، مدعی رهبری است. کشورهای مثل چین و کره از ما پیشی گرفتند، چون بهترینهای دنیا را جذب کردند تا به ارکسترهایشان اعتبار ببخشند. این رهبر بینالمللی ارکستر بیان کرد: بسیار امیدوار بودیم که با روی کار آمدن دولت آقای دکتر پزشکیان، تغییری در وضعیت موسیقی و ارکستر سمفونیک تهران حاصل شود اما متاسفانه شاهد هستیم که همان مسئولانی که در ۱۰ سال گذشته مسبب وضعیت فعلی بودهاند، همچنان بر سر کار هستند. گویا دغدغههای کشور چنان زیاد است که موسیقی در اولویت قرار ندارد. وی خاطرنشان کرد: ارکستر سمفونیک تهران سال ۱۳۹۴ به سطح استاندارد قابل توجهی رسیده بود اما چون کار به کاردان سپرده نشد، آن دستاوردها حفظ نشد. پیشنهادم همیشه روشن بوده است که کار را به متخصص بسپارید و از او نتیجه بخواهید. فعالیتی که اکنون انجام میشود، در سطح آماتوری است، نه حرفهای. ارکستر سمفونیک تهران این ظرفیت را دارد که در مدت یک هفته متحول شود، به شرط آنکه رهبرانی با سابقه و مقتدر بر سر کار بیایند تا سطح واقعی این جوانان مستعد را به جهان نشان دهند. رهبری افزود: موسیقی سمفونیک مانند فوتبال، دارای قوانین و استانداردهای بینالمللی است و فرقی نمیکند در اروپا باشد یا ایران؛ اصول مدیریت و نگهداری ارکستر یکسان است. در فوتبال همه میدانند که داشتن یک سرمربی تراز اول حیاتیترین ویژگی موفقیت است و طبیعتا هزینه بالایی هم دارد؛ مربیان خوب همیشه در بازار کار مشغول هستند اما در مورد ارکستر سمفونیک تهران، طی ۸۰ تا ۱۰۰ سال گذشته، همواره به جای جذب رهبران صاحبنام و فعال، به دنبال مربیانی بودهاند که بیکار بوده و با دستمزد کم حاضر به همکاری شوند. این رهبر بینالمللی ارکستر با اشاره به وضعیت موسیقی کلاسیک در ایران اظهار کرد: ما در حوزه موسیقی کلاسیک، نوازندگان و هنرمندان نخبهای در سطح بینالمللی داریم که دانش و تواناییشان به مراتب بالاتر از هنرمندان کشورهای همتراز نظیر کرهجنوبی، چین، ژاپن و ترکیه است. با این وجود، شاهد هستیم که این استعدادها نادیده گرفته میشوند. دلیل این امر روشن است که حمایت از هنرمندان تراز اول جهانی، جایگاه کسانی را که در سطوح بسیار پایینتر فعالیت میکنند و به نوعی بیکار محسوب میشوند، به خطر میاندازد؛ چرا که یک هنرمند واقعی تراز اول، هرگز بیکار نمیماند. وی گفت: این چرخه معیوب، مهمترین عامل عقبماندگی یکصد ساله ما در حوزه موسیقی کلاسیک، به ویژه در ارکستر سمفونیک بوده است؛ رویکردی که دقیقا نقطه مقابل سیاستهای کشورهای موفق در این زمینه است. طی ۲۰ سال گذشته که به طور جدی پیگیر وضعیت موسیقی در ایران بودهام، متوجه شدهام که «خانه موسیقی» به جای حمایت از استعدادهای درخشان، به طور صددرصدی حامی کسانی بوده است که خود در ایجاد این عقبماندگی نقش داشتهاند. نتیجه این رویکرد ارزانپسند، در جا زدن و عدم پیشرفت ارکستر بوده است. نکته مهم اینجاست که ما از نظر توانایی نوازندگان و آمادگی آنها برای جهشهای بزرگ، هیچ مشکلی نداریم. رهبری افزود: بیتوجهی مسئولان فرهنگی، به ویژه بنیاد رودکی با همکاری خانه موسیقی، به «سازهای ملی ایرانی» به مراتب فاجعهبارتر از موسیقی کلاسیک بوده است. در حالی که کشورهایی مثل ترکیه، چین و کره با سرمایهگذاری روی سازهای بومی خود به موفقیتهای جهانی رسیدهاند، در صورتی که ما نوازندگان سازهای ملیمان را به حال خود رها کردهایم. این رهبر بینالمللی ارکستر درباره فعالیتهای اخیر خود بیان کرد: در حوزه آهنگسازی، واقعیت این است که زمان اندک است و عمر آدمی کفاف انجام تمام ایدهها را نمیدهد. آثاری که تا به امروز نوشتهام، به ۵۰ یا ۶۰ سال زمان برای اجرا نیاز دارند. رهبری افزود: تنها آرزوی قلبیام این است که چند اُپرای اجرا نشدهام و قطعات ارکسترالی که تصنیف کردهام، رنگ صحنه را به خود ببینند. این آثار پیوند عمیقی با هویت ایران دارند؛ به ویژه مجموعه «مادرم ایران» که اکنون در سراسر جهان متقاضیان بسیاری برای اجرا دارد. هر چند همچنان خواهم نوشت اما در حال حاضر اولویتم اجرای همین آثار موجود است.
ایرنا / آهنگساز و رهبر بینالمللی ارکستر با اشاره به ۵۷ سال زندگی در خارج از ایران گفت: هیچوقت ایران از یادم نرفته و علاقهام به آن تغییر نکرده است؛ به خصوص این روزها بیش از هر زمان دیگری دلم میخواهد هر کاری از دستم برمیآید برای کشورم انجام دهم.
به گزارش خبرنگار موسیقی ایرنا، علی رهبری موسیقیدان، آهنگساز و رهبر بینالمللی ارکستر متولد پنجم خردادماه ۱۳۲۷ در تهران، فارغالتحصیل هنرستان عالی موسیقی ملی و آکادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین اتریش است. علی رهبری اکنون ساکن اتریش است و در این کشور با نام الکساندر مشهور است.
او بیش از ۱۳۰ ارکستر سمفونیک مطرح دنیا همچون وین، برلین، لندن، آمستردام، بروکسل، تورنتو، توکیو، چین و مکزیک را رهبری کرده و در ضبط حدود ۲۵۰ آلبوم اثر موسیقی کلاسیک جهانی با مهمترین ارکسترها و اُپراهای دنیا همکاری داشته است. رئیس هنرستان عالی موسیقی ملی و کنسرواتوار تهران در ۲۵ سالگی (به مدت سه سال)، سمت رهبر دایم میهمان در ارکسترهایی همچون فیلارمونیک رادیو تلویزیون بلژیک، فیلارمونیک چک و فیلارمونیک بلگراد، مدیریت هنری ارکسترهای سمفونیک شهرهای بروکسل، مالاگا، زاگرب و مالاگا از سوابق این هنرمند است.
برنده مدال طلا در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در فرانسه، برنده مدال نقره در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در سوییس، دریافت مدال طلای حقوق بشر در سال ۱۳۵۴، نشان دورژاک به دلیل همکاری با ارکستر فیلارمونیک چک، جایزه شیر طلایی آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه بوداپست مجارستان از افتخارات علی رهبری است.
این آهنگساز تاکنون مسترکلاسهای متعددی را در کشورهای مختلف از جمله ترکیه، اوکراین، آفریقای جنوبی و اسلوواکی برای نوازندگی در ارکستر تشکیل داده است. «خون ایرانی روی سُل»، «نوحهخوان برای ویولن و ارکستر»، «موسیقی برای حقوق بشر»، «نیمهماه»، «بیروت»، «باله ایرانی»، «چنین گفت زرتشت»، «اُپرای غمنامه ایرانیان» و «مرشد» از آثار علی رهبری است.
وی اکنون سمت رهبر دایم میهمان ارکستر سمفونیک اُپرای مارینسکی سنت پترزبورگ روسیه را برعهده دارد. به مناسبت سالروز تولد علی رهبری با او گفت و گو کردهایم که در ادامه میآید.
چگونگی علاقهمندی به موسیقی
علی رهبری درباره چگونگی علاقهمندی خود به موسیقی اظهار کرد: علاقهمندی من به موسقی از پنج سالگی و با حمایتهای بیدریغ مادرم آغاز شد. او با مشاهده علاقه وافرم به موسیقی، مرا نزد استاد نوری از شاگردان برجسته استاد ابوالحسن صبا برد تا آموزش ویولن را آغاز کنم. این گام بزرگ، با تشویقهای استاد نوری و همت مادرم، راه مرا به هنرستان موسیقی باز کرد. در هنرستان، زیر نظر حسین دهلوی آموزش دیدم؛ او که گویی استعدادی در من دیده بودند، انرژی و تمرکز ویژهای برای پرورشم گذاشت.
وی گفت: در ۱۷ سالگی به پیشنهاد اساتید برای ادامه تحصیل راهی وین شدم و در آکادمی موسیقی این شهر، در رشتههای آهنگسازی و رهبری ارکستر به تحصیل پرداختم. در ۲۳ سالگی، به عنوان دستیار در همان آکادمی که بعدها به دانشگاه تبدیل شد استخدام شدم.
رهبری افزود: مدت کوتاهی بعد، از من دعوت شد تا به ایران بازگردم و ریاست هنرستان عالی موسیقی ملی را پس از اساتیدی همچون حسین دهلوی و مصطفی کمال پورتراب برعهده بگیرم. با توجه به اینکه در آن زمان تنها ۲۵ سال داشتم، بلافاصله دو ارکستر «ژونس موزیکال» (برای اجرا در سراسر ایران) و «ارکستر کنسرواتوار تهران» را راهاندازی کردم.
این آهنگساز بیان کرد: در همین دوران، سعدی حسنی رئیس وقت اُپرای تهران که شخصیتی تاثیرگذار در موسیقی ایران بود، با تکیه بر ارتباطات بینالمللی خود اصرار داشت که در مسابقات جهانی رهبری ارکستر شرکت کنم. بدین ترتیب، پس از سه سال فعالیت در ایران، در مسابقه معتبر «بزانسون» فرانسه شرکت کردم و با کسب مدال طلا، درهای موفقیت جهانی به رویم گشوده شد و دعوتنامههای بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا دریافت کردم.
وی اظهارداشت: سال بعد از این رویداد نیز در مسابقات ژنو که رقابتی میان برگزیدگان جهان بود، شرکت کردم. در آن دوره با وجود رقابت سنگین که مانند نبرد گلادیاتورها بود، به دلیل برخی مسائل فنی ارکستر، مدال طلا به کسی داده نشد و من موفق به دریافت مدال نقره شدم که بالاترین رتبه اعطا شده در آن سال بود.

بازار

رهبری گفت: پس از آن، توجه هربرت فون کارایان رهبر ارکستر مشهور اتریشی به من جلب شد و از من دعوت کرد تا به برلین بروم. خیلی زود، در حالی که ۳۰ ساله بودم، از من دعوت شد که ارکستر فیلارمونیک برلین را رهبری کنم. پس از نخستین رهبری، بلافاصله برای اجرای دوم، سوم و چهارم نیز دعوت شدم.
این رهبر ارکستر بیان کرد: همچنین من در این دوره به عنوان دستیار و جانشین کارایان منصوب شدم؛ یعنی اگر آقای کارایان در دوره فعالیت دچار بیماری یا مشکلی میشد، من باید به جای او رهبری میکردم. این مسئولیت طبق قراردادی بود که با دستمزدی مشخص به من داده بودند تا هر روز در آنجا حضور داشته باشم و در کنار کارایان به عنوان دستیار فعالیت کنم.
رهبری اظهار کرد: این دوره، موفقیت بسیار بزرگی برایم بود. پس از آن، رهبر مهمان دائم ارکستر فیلارمونیک چک شدم که یکی از بزرگترین ارکسترهای جهان بود. سپس به عنوان مدیر هنری ارکستر فیلارمونیک بروکسل در شهر بروکسل یعنی پایتخت اروپا، مشغول به کار شدم و حدود ۱۲ سال آنجا بودم. در کنار این فعالیتها، بیش از ۴۰ اُپرا را رهبری و ضبط کردم و بیش از ۲۵۰ آلبوم دیگر نیز در زمینه موسیقی ضبط کردم.
این موسیقیدان درباره تجربههای خود گفت: در مجموع تا امروز، بیش از ۱۳۰ ارکستر در سراسر جهان را رهبری کردهام که ۱۰ مجموعه از آنها ارکسترهای چینی بودهاند. بعد از بروکسل، در زاگرب مدیر هنری شدم سپس در مالاگا، و بعد هم در پراگ با ارکستر مجلسی پراگ همکاری کردم. در ادامه فعالیت به عنوان رهبر ارکستر، افتخارات زیادی هم نصیبم شد. در پراگ به من مدال دوژاک را به دلیل اجرای آثار دوژاک دادند. در بلژیک بالاترین نشان هنری آن کشور را دریافت کردم و در اسپانیا نیز در شهر مالاگا بالاترین نشان هنری به من اهدا شد. در هر کجا که بودم، محبت زیادی از مردم و هنرمندان دیدم.
تجربه حضور در اُپرای مارینسکی
رهبری بیان کرد: زیباترین و بالاترین مقامی که تا امروز داشتهام، همین جایگاهی است که اکنون دارم؛ یعنی همکاری در اُپرای مارینسکی روسیه و همکاری با والری گرگیف یکی از برجستهترین رهبران ارکستر جهان است. اکنون سالی حدود هفت تا هشت کنسرت با ارکستر مارینسکی اجرا میکنم؛ ارکستری که از بهترین ارکسترهای دنیاست.
وی ادامه داد: اُپرای مارینسکی روسیه مهد فعالیت بزرگانی همچون چایکوفسکی، استراوینسکی و کورساکوف است؛ جایی که بزرگترین آهنگسازان دنیا در آن رشد کرده و آثارشان را ساختهاند. همکاری با والری گرگیف که به عقیده من، «رهبر قرن» است، افتخاری است که حتی در خواب هم نمیدیدم. دو هفته دیگر، بیست و نهمین برنامهام را به عنوان رهبر مهمان دائم در این مجموعه اجرا خواهم کرد.
این رهبر بینالمللی ارکستر گفت: جایگاه اُپرای مارینسکی در جهان بینظیر است؛ این مجموعه با بیش از ۴۰۰ نوازنده و صدها خواننده اُپرا و هنرمند مانند یک شهر بزرگ هنری است. برایم افتخار بزرگی است که بهترین زمانها و کنسرتها را در اختیارم گذاشتهاند.
رهبری افزود: یکی از ارزشمندترین کارهایم در مارینسکی، معرفی هنرمندان ایرانی بوده است. قطعات آهنگسازانی همچون مهران روحانی و امیرمهیار تفرشیپور را در این مجموعه جهانی اجرا کردم و هنرمندانی مثل رضا فکری (خواننده اُپرا)، امین غفاری (نوازنده ویولن)، آیدین علیانسب و مهسا خراطیان (نوازندگان تار) را به مارینسکی دعوت کردم که اغلب این اجراها در کنسرتهای ویژه جشن نوروز بود. برای من و هر موسیقیدان دیگری، سطحی بالاتر از مارینسکی در هیچ جای دنیا وجود ندارد.
این رهبر بینالمللی ارکستر بیان کرد: در تمام این سالها، آهنگسازی هم همیشه بخشی از زندگیام بوده است؛ سه اُپرا نوشتهام، آثار موزیکال هم ساختهام و قطعاتی برای دوتار نیز نوشتهام. همیشه در کنار فعالیتهای دیگرم، آهنگسازی را ادامه دادهام.
وی اظهارداشت: با این وجود، هیچ وقت علاقه نداشتم وقتی خودم مدیر هنری یک ارکستر بودم، قطعات خودم را رهبری کنم؛ چون همیشه فکر میکردم آثار آهنگسازان دیگر مهمتر هستند. اکنون بیشتر به عنوان رهبر میهمان دائم فعالیت میکنم، چون دیگر مدیر هنری نیستم.
هیچ وقت ایران را فراموش نکردم
رهبری بیان کرد: در این ۵۷ سالی که خارج از ایران زندگی کردهام، هیچوقت ایران از یادم نرفته است. همیشه سعی کردهام هر جا که امکان داشته به ایرانیها؛ نوازندگان، آهنگسازان و رهبر ارکستر کمک کنم، هر زمان که توانستهام، تلاش کردهام راهی برای پیشرفت آنان گشوده شود.
وی گفت: آثاری که به ایران مربوط هستند نیز بخش مهمی از آثارم بودهاند؛ از جمله قطعه «نوحهخوان» و «مادرم ایران» که تاکنون بارها در نقاط مختلف دنیا اجرا و ضبط شدهاند. خوشبختانه آقای گرگیف هم از آثارم بسیار حمایت کرده و قطعه «چنین گفت زرتشت» تاکنون سه بار در مارینسکی اجرا شده است. بسیاری از آثارم به ایران و موسیقی ایرانی ارتباط دارند و تا جایی که توانستهام، قطعات خوب آهنگسازان ایرانی را هم در اینجا اجرا کردهام.
این آهنگساز افزود: علاقهام به ایران هیچ وقت تغییر نکرده است؛ به خصوص این روزها بیش از هر زمان دیگری دلم میخواهد هر کاری از دستم برمیآید برای کشورم انجام دهم. همان زمانی که در ۲۵سالگی به ایران بازگشتم، با تمام توان کار کردم و توانستم در مدت سه سال، یک ارکستر، یک هنرستان درجه یک و مجموعهای از کارهای مهم را پایهگذاری کنم البته مشکل از آن زمان هم این بود که برخی مسئولان، شناخت و آگاهی کافی نسبت به موسیقی و اهمیت آن نداشتند؛ امروز هم تا حدی همان مشکل وجود دارد.
این رهبر بینالمللی ارکستر خاطرنشان کرد: با این وجود، عشقم به ایران هیچگاه کم نشده است. ایران را دوست دارم و هر کاری از دستم بر بیاید، با دل و جان برای آن انجام میدهم.
بازگشت به میهن و چالشهای موسیقی
رهبری با اشاره به بازگشت به میهن اظهار کرد: ۲۰ سال پیش، پس از ۳۰ سال دوری از میهن (چرا که سه سال پیش از انقلاب ایران را ترک کرده بودم)، به ایران بازگشتم. در آن زمان هیچ تصوری از وضعیت موسیقی در کشور نداشتم اما با دیدن استعداد نوازندگان شگفتزده شدم؛ آنان در سطح بسیار بالایی بودند.
وی گفت: در آن زمان موفق شدیم «سمفونی نهم بتهوون» را در مدت یک هفته آماده کنیم و با کیفیتی تراز اول به روی صحنه ببریم. سه ماه در ایران کنسرت برگزار کردم و همه چیز عالی پیش میرفت اما متاسفانه با همان مشکل دیرینه ایران مواجه شدم؛ نبود مسئولانی که این توانمندی را درک کنند.
این رهبر بینالمللی ارکستر افزود: ۱۰ سال پیش نیز بار دیگر به ایران آمدم و مسئولیت ارکستر را بر عهده گرفتم. در آن یک سال، ارکستر به چنان سطح بالایی رسید که از کشورهای مختلف از جمله چین دعوتنامه دریافت کرد اما باز هم به دلیل ناآگاهی مسئولان و عدم درک آنان از جایگاه هنرمندان، ناچار به ترک ایران شدم.
رهبری بیان کرد: در آن زمانه متاسفانه مسئولیتها را به افرادی با سطح کیفی بسیار پایین سپردند که حتی در سفر به چین نیز نتوانستند اعتبار ارکستر را حفظ کنند و همین باعث شد دیگر از ارکستر ایران دعوتی نشود. با این حال، علاقه من به ایران هرگز تغییر نکرده است. جوانان ما ثابت کردند که میتوانند در بالاترین سطح جهانی باشند اما به شرطی که با افراد باتجربه کار کنند؛ چرا که با حرف، وعده و دروغ، کار هنری پیش نمیرود.

آسیبشناسی موسیقی و ارکستر سمفونیک تهران
این رهبر بینالمللی ارکستر درباره وضعیت ارکستر سمفونیک تهران گفت: باید تعارف را کنار گذاشت. این تکرار مکررات که «باید درست کنیم» یا «درست میشود»، پس از دههها دیگر شنیدنی نیست. مشکل اصلی اینجاست که وقتی سطح استعداد و تجربه نوازندگان از رهبر ارکستر بالاتر باشد، نتیجه معکوس خواهد بود؛ درست مانند کُشتی یا فوتبال.
وی گفت: در ایران سالهاست که بهانههایی مثل بودجه یا ضعف امکانات مطرح میشود اما اینها حرفهای بیهودهای است که از زبان مسئولان ناآگاه شنیده میشود. جوانان نوازنده ایرانی ۲۰ سال پیش ثابت کردند که میتوانند در یک هفته، «سمفونی نهم بتهوون» را در سطحی جهانی اجرا کنند. پس مشکل از نوازنده نیست؛ مشکل نبود «رهبر کاردان» است.
رهبری افزود: برجستهترین رهبران دنیا معتقدند که ارکستر بد وجود ندارد، تنها رهبر بد وجود دارد. در ایران، ما با فقدان رهبران باتجربه روبه رو هستیم. رهبر ارکستر باید کسی باشد که در ۶۰ یا ۷۰ سالگی، دست کم ۴۰ سال از این راه امرار معاش کرده و تجربه اندوخته باشد؛ نه کسی که با چند اجرای دانشجویی یا در کنار هم قرار دادن قطعات، مدعی رهبری است. کشورهای مثل چین و کره از ما پیشی گرفتند، چون بهترینهای دنیا را جذب کردند تا به ارکسترهایشان اعتبار ببخشند.
این رهبر بینالمللی ارکستر بیان کرد: بسیار امیدوار بودیم که با روی کار آمدن دولت آقای دکتر پزشکیان، تغییری در وضعیت موسیقی و ارکستر سمفونیک تهران حاصل شود اما متاسفانه شاهد هستیم که همان مسئولانی که در ۱۰ سال گذشته مسبب وضعیت فعلی بودهاند، همچنان بر سر کار هستند. گویا دغدغههای کشور چنان زیاد است که موسیقی در اولویت قرار ندارد.
وی خاطرنشان کرد: ارکستر سمفونیک تهران سال ۱۳۹۴ به سطح استاندارد قابل توجهی رسیده بود اما چون کار به کاردان سپرده نشد، آن دستاوردها حفظ نشد. پیشنهادم همیشه روشن بوده است که کار را به متخصص بسپارید و از او نتیجه بخواهید. فعالیتی که اکنون انجام میشود، در سطح آماتوری است، نه حرفهای. ارکستر سمفونیک تهران این ظرفیت را دارد که در مدت یک هفته متحول شود، به شرط آنکه رهبرانی با سابقه و مقتدر بر سر کار بیایند تا سطح واقعی این جوانان مستعد را به جهان نشان دهند.

رهبری افزود: موسیقی سمفونیک مانند فوتبال، دارای قوانین و استانداردهای بینالمللی است و فرقی نمیکند در اروپا باشد یا ایران؛ اصول مدیریت و نگهداری ارکستر یکسان است. در فوتبال همه میدانند که داشتن یک سرمربی تراز اول حیاتیترین ویژگی موفقیت است و طبیعتا هزینه بالایی هم دارد؛ مربیان خوب همیشه در بازار کار مشغول هستند اما در مورد ارکستر سمفونیک تهران، طی ۸۰ تا ۱۰۰ سال گذشته، همواره به جای جذب رهبران صاحبنام و فعال، به دنبال مربیانی بودهاند که بیکار بوده و با دستمزد کم حاضر به همکاری شوند.
این رهبر بینالمللی ارکستر با اشاره به وضعیت موسیقی کلاسیک در ایران اظهار کرد: ما در حوزه موسیقی کلاسیک، نوازندگان و هنرمندان نخبهای در سطح بینالمللی داریم که دانش و تواناییشان به مراتب بالاتر از هنرمندان کشورهای همتراز نظیر کرهجنوبی، چین، ژاپن و ترکیه است. با این وجود، شاهد هستیم که این استعدادها نادیده گرفته میشوند. دلیل این امر روشن است که حمایت از هنرمندان تراز اول جهانی، جایگاه کسانی را که در سطوح بسیار پایینتر فعالیت میکنند و به نوعی بیکار محسوب میشوند، به خطر میاندازد؛ چرا که یک هنرمند واقعی تراز اول، هرگز بیکار نمیماند.
وی گفت: این چرخه معیوب، مهمترین عامل عقبماندگی یکصد ساله ما در حوزه موسیقی کلاسیک، به ویژه در ارکستر سمفونیک بوده است؛ رویکردی که دقیقا نقطه مقابل سیاستهای کشورهای موفق در این زمینه است. طی ۲۰ سال گذشته که به طور جدی پیگیر وضعیت موسیقی در ایران بودهام، متوجه شدهام که «خانه موسیقی» به جای حمایت از استعدادهای درخشان، به طور صددرصدی حامی کسانی بوده است که خود در ایجاد این عقبماندگی نقش داشتهاند. نتیجه این رویکرد ارزانپسند، در جا زدن و عدم پیشرفت ارکستر بوده است. نکته مهم اینجاست که ما از نظر توانایی نوازندگان و آمادگی آنها برای جهشهای بزرگ، هیچ مشکلی نداریم.
رهبری افزود: بیتوجهی مسئولان فرهنگی، به ویژه بنیاد رودکی با همکاری خانه موسیقی، به «سازهای ملی ایرانی» به مراتب فاجعهبارتر از موسیقی کلاسیک بوده است. در حالی که کشورهایی مثل ترکیه، چین و کره با سرمایهگذاری روی سازهای بومی خود به موفقیتهای جهانی رسیدهاند، در صورتی که ما نوازندگان سازهای ملیمان را به حال خود رها کردهایم.
این رهبر بینالمللی ارکستر درباره فعالیتهای اخیر خود بیان کرد: در حوزه آهنگسازی، واقعیت این است که زمان اندک است و عمر آدمی کفاف انجام تمام ایدهها را نمیدهد. آثاری که تا به امروز نوشتهام، به ۵۰ یا ۶۰ سال زمان برای اجرا نیاز دارند.
رهبری افزود: تنها آرزوی قلبیام این است که چند اُپرای اجرا نشدهام و قطعات ارکسترالی که تصنیف کردهام، رنگ صحنه را به خود ببینند. این آثار پیوند عمیقی با هویت ایران دارند؛ به ویژه مجموعه «مادرم ایران» که اکنون در سراسر جهان متقاضیان بسیاری برای اجرا دارد. هر چند همچنان خواهم نوشت اما در حال حاضر اولویتم اجرای همین آثار موجود است.