پیام خراسان - خاطرات رهبر شهید از زندانهای رژیم پهلوی، صدر نشین نمایشگاه کتابی شد که هم مجازی بود و هم با فاصله کمی از جنگ رمضان و شهادت رهبری که کتابخوانی و سرزدن به نمایشگاه کتاب اولویت او بود بر پیشخوان نمایشگاه مجازی کتاب به چشم آمد . خریداران نمایشگاه حالا با ورق زدن زندگی این رهبر فرزانه جبرانی کردند بر آن همه سال تورق و زیست مومنانه در کنار کتابها و ترویج کتابخوانی که با علاقه دنبال میشد.
خاطرات رهبر شهید از زندانهای رژیم پهلوی، صدر نشین نمایشگاه کتابی شد که هم مجازی بود و هم با فاصله کمی از جنگ رمضان و شهادت رهبری که کتابخوانی و سرزدن به نمایشگاه کتاب اولویت او بود بر پیشخوان نمایشگاه مجازی کتاب به چشم آمد . خریداران نمایشگاه حالا با ورق زدن زندگی این رهبر فرزانه جبرانی کردند بر آن همه سال تورق و زیست مومنانه در کنار کتابها و ترویج کتابخوانی که با علاقه دنبال میشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، کتاب «خون دلی که لعل شد» ترجمه فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط سیّد حسن نصرالله معرّفی شد.
آنچه کتاب حاضر را از کتابهای مشابه متمایز میکند، بیان حکمتها، درسها و عبرتهایی است که به فراخور بحثها بیان شده و هر کدام از آنها میتواند چراغ راهی برای آشنایی مخاطب کتاب بویژه جوانان عزیز با فجایع رژیم منحوس پهلوی، و همچنین سختیها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل پایمردیها، مقاومتها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد.
زندگینامه خودنوشتِ معظّمٌله، تصاویر مرتبط، و نمایههای مختلف از دیگر بخشهای این کتاب است.
عنوان بامسمّای این کتاب منعکسکنندهی موضوع و محتوای آن است و مربوط به سالهای سخت مبارزه و خون دل خوردنهای آیتالله خامنهای، تا رسیدن به سالهای پیروزی و بهثمرنشستن عذابها، دردها و شکنجههای دوران پیش از انقلاب ۵۷. به بیانی دیگر، انقلاب اسلامی همان گوهر و لعلی است که از دل تمامیِ ناملایمات گذشته سر برآورده است. کتاب به شرح دوران طلبگی و اسارت آیتالله خامنهای و شروع انقلاب تا پیروزی آن اختصاص دارد. سید حسن نصرالله دربارهی کتاب چنین میگوید: «این کتاب زمانی که به دستم رسید، از شوق تمام آن را یکجا همان شب خواندم. این کتاب میتواند علاقهمندان به دوران پیش از انقلاب و خصوصا جوانان را اغنا کند.»
کتاب خون دلی که لعل شد مجموعه خاطرات آیتالله خامنهای از سالهای مبارزه، زندان و تبعید است؛ خاطراتی که ابتدا به زبان عربی نوشته شد و به همت دکتر محمدعلی آذرشب گردآوری و توسط محمدحسین باتمانغلیچ به فارسی ترجمه شد. تفاوت اصلی این کتاب با بسیاری از آثار مشابه، روایت مستقیم رهبر انقلاب از زندگی شخصی و مبارزاتی خویش است؛ از روزهای کودکی و تحصیل تا ورود به عرصهی مبارزه علیه رژیم پهلوی و تجربهی بازداشتها و تبعیدها. نثر کتاب ساده و بهدور از حاشیهپردازی است و هر بخش نکتهای روشن از تاریخ انقلاب و زندگی ایشان را آشکار میکند. دقت در جزئیات و توصیفهای زنده، علاوه بر ثبت وقایع مبارزاتی، تصویری روشن از اندیشه، منش و شیوهی زیست نویسنده به دست میدهد.
به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، قطعاً یک اتفاق زودهنگام نبوده و از پیشینه برخوردار است. «این خاطرات مهم از تاریخ نهضت اسلامی و رهبر آن به همهی پژوهشگران تاریخ جنبش اسلامی معاصر کمک میکند تا با جزئیاتی آشنایی یابند که از دانستن آن بینیاز نمیتوانند بود؛ و نیز تجربیات پرباری را در زمینههای مختلف در دسترس تلاشگران راه خدا میگذارد که نشان میدهد علیرغم همهی رنجها و محنتها اگر اراده قوی و سلیم باشد تحقق پیروزی امکانپذیر است. هر خوانندهای هم میتواند در آن سیری لذتبخش و سودمند با دادههایی در سطح فردی و اجتماعی داشته باشد.»
کتاب پانزده فصل دارد و از زبان شخصِ آیت الله خامنهای بیان شده و ماهیتِ خاطرهای و مستند دارد. به همین خاطر از شیرینی دوچندانی برخوردار شده است. فصلهای کتاب نیز هر کدام با عناوینی تقسیمبندی شده است که خبر از محتوای هر فصل میدهد.
فصل اول : آن روزها (حجره طبقه دوم - امام جماعت مسجد بازار - لهجه نجفی - معلم سخت گیر - آن روز درخشان - آموزش قرآن - لباس روحانیت - شما دیگر چرا سید؟! - جنگ شایعهها)
فصل دوم: در محضر اساتید (مدارس و مراحل تحصیل حوزوی - پدری که استاد بود - علاقهمندیهای من)
فصل سوم: ساحل دجله (علاقه به زبان عربی - بیان فصیح و عامیانه - ترجمه از عربی - فراگیری ادبیات عرب - ابوذیه - جواهری شاعر)
فصل چهارم: شراره نخستین (پیشاهنگ جهان - شوق دیدار نواب - شعله فروزان - با فرزندان رسول خدا چنین میکنند - نخستین اقدام سیاسی - اندیشه ایجاد دگرگونی - خط مبارزه و خط آگاهیبخشی)
فصل پنجم: آتشفشان انقلاب (حاج آقا روحالله - انقلاب چگونه آغاز شد - امسال عید نداریم - نقشه امام برای ماه محرم)
فصل ششم : سایه خورشید (روزهای نخست نهضت - مسئولیتهای تشکیلاتی - زندانهای طاغوت)
فصل هفتم: حماسه اشک (افشاگری علیه رژیم - قلعه عَلَم - گریهی سیاسی - اولین تجربه بازداشت - زندان پادگان - آشیخ! ریشت را تراشیدند؟! - پسرم! به تو افتخار میکنم)
فصل هشتم: قلعه سرخ (فعالیتهای تشکیلاتی - ایستگاههای مسیر زاهدان - شیخ مزدور - مادر هاشم و مادر قاسم - آخوندهای درباری - مرا از چه میترسانی؟! -اولین تجربهام با ساواک - اولین سفر با هواپیما - سفینه غزل - پادگان سلطنتآباد - آن روز برفی - استوار زمانی - زندانیان عرب نزد ساواک - مجالس رمضانی در زندان - زندانی سادهلوح - استوار ساقی - زندانیهای مشهور - آقا سید جدت با ما است - دیدار با امام پس از زندان)
فصل نهم: کاخ سفید (شکست مضاعف - کتاب هدفمند - تو تحت تعقیبی - تعقیب تا بازداشت - زندانیهای نظامی - منبر حسینی در زندان - پسرم مرا نشناخت - یادداشتهای ناتمام)
فصل دهم: فرش پوسیده (صدای فلسطین - قدرشناسی از همسر مقاوم - خیال میکردم خانهات با اثاث است! - فرشى ارزانتر از گلیم - کتاب صلح امام حسن (علیهالسّلام))
فصل یازدهم: دادگاه نظامی (مادری مثل شیر - در اتاق بازجویی - علاقهی متضاد - به جدّت قسم میکشمت - ماقوت - دفاعیه در دادگاه نظامی - رفتار عجیب یک دوست نزدیک - مواضع و مبارزه روحانیون - دادگاه تجدید نظر)
فصل دوازدهم: سلول شماره ۱۴ (اسم رمز - تشکیلات لو رفت - یادداشتها و نوشتههایم را غارت کردند - زندان سیاسیها در مشهد - بالابردن روحیه زندانیها - عینک ممنوع! - روی تخت شکنجه - سلول محبوب من! - زندانبان دیروز زندانی امروز - اینگونه قرآن به دست آوردم - شیخ حسود - شاگردانم را شکنجه کردند - جشنهای ۲۵۰۰ ساله)
فصل سیزدهم: کد رمز (امامت مسجد - تدریس و سخنرانی - سفر به مازندران - کاش دعوت جوانها را قبول کرده بودم - انتقال به تهران با قطار - در زندان کمیته مشترک - ناله شکنجهدیدگان - مادر - مورس - زندانی با هوش - زندانی خبیث - کسی مانند تو ندیدم! - شعاع نور - خواب شگفتآور - خمینی مشهد! - خواب من و همبندم - تو یوسف میشوی! - عزّت اسلام - تو آزادی!)
فصل چهاردهم: سیل در تبعید (درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی - عقاب.. عقاب.. گرفتیمش! - تبعید و نه زندان - آقا برای من استخاره بگیرید! - انقطاع إلى الله - تجدید دیدار با دوستان - آشنایی و همکاری با اهل سنت - میلاد پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماد وحدت ما - سیل و تربت امام حسین (علیه السلام) - مرکز امدادرسانی - محبوبیت مردمیِ تبعیدیها)
فصل پانزدهم: پیروزی بعد از سختی (اتومبیلم- در مسیر تبعیدگاه جدید - نماز در قهوهخانه - جیرفت - پیر تبعیدیها - نخستین خبرهای انقلاب - آزادی از تبعید)
تایلند، بنگلادش، اسپانیا، عراق، ترکیه و بسیاری از کشورها این کتاب را ترجمه و توزیع کردهاند.
آنچه کتاب حاضر را از کتابهای مشابه متمایز میکند، بیان حکمتها، درسها و عبرتهایی است که به فراخور بحثها بیان شده است.
در بخشی از مقدمه «خون دلی که لعل شد» درباره چگونگی نگارش این کتاب آمده است: ایشان (رهبر معظم انقلاب) ۲۰ سال پیش از این، با وجود تراکم کارها و اشتغالات، در جلساتی هفتگی درباره مسائل گوناگون به عربی سخن گفته، و متونی را از ادبیات عرب- و البته بیشتر از ادبیات جدید عرب- میخواند. در خلال برخی صحبتها خاطراتی از زندانها و بازداشتگاهها و تبعیدها بازگو میشد، که آمیزهای از تجربیات شخصی و اجتماعی بود.
در یکی از این جلسات به ایشان عرض شد که ضرورت دارد این خاطرات به نگارش درآید تا خوانندگان از آن مطلع و بهرهمند شوند. ایشان با تشکر این درخواست را اجابت فرمود، و این کار را با املا کردن خاطبات زندگی خود آغاز کرد.... این خاطرات به زبان عربی املا شده، و ابتدا خوانندگان عربزبان از آن مطلع خواهند شد؛ که البته این، هم نشانگر جایگاه زبان قرآن در دل ایشان و نیز دلیل دیگری است بر قدرت و ظرفیت این زبان از جهت وحدتبخشی امت مسلمان، و در نظر گرفتن هر تفاوت جغرافیایی، قومی و زبانی میان مسلمانان.
این خاطرات مهم از تاریخ نهضت اسلامی و رهبر آن، به همه پژوهشگران تاریخ جنبش اسلامی معاصر کمک میکند تا با جزئیاتی آشنایی یابند که از دانستن آن بینیاز نمیتوانند بود.