شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

روایتی کوتاه از «جنگ ۱۲ روزه»؛ شکوه ملتی که ایستاد

روایتی کوتاه از «جنگ ۱۲ روزه»؛ شکوه ملتی که ایستاد
پیام خراسان - بیرجند- در دل جنگ های ۱۲ روزه و جنگ رمضان، بین ایران، اسرائیل و آمریکا که آتش و روایت در هم تنید، ایران یک‌صدا شد، صدایی که از خیابان تا آسمان، معنای تازه‌ای از ایستادگی و همبستگی را نوشت.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - بیرجند- در دل جنگ های ۱۲ روزه و جنگ رمضان، بین ایران، اسرائیل و آمریکا که آتش و روایت در هم تنید، ایران یک‌صدا شد، صدایی که از خیابان تا آسمان، معنای تازه‌ای از ایستادگی و همبستگی را نوشت.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: می‌خواهم از «دفاع مقدس ۱۲ روزه» سخن بگویم. از روزهایی که بار دیگر معنای ایستادگی، همدلی و هویت ایرانی در برابر چشم تاریخ قد کشید.
من آن را دفاع مقدس می‌نامم، زیرا برای مردم ایران تفاوتی ندارد ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ باشد یا ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در هر دو زمان، یک حقیقت ثابت مانده است: این مردم، در لحظه خطر، قامتشان خم نمی‌شود. می‌ایستند، یکپارچه، استوار و بی‌تردید.
این دفاع مقدس است، چون بار دیگر به ما یادآوری کرد که ایران، تنها یک سرزمین نیست بلکه پیوندی عمیق میان اقوام، زبان‌ها، مذاهب و دل‌هایی است که وقتی نام وطن می‌آید، در یک ضربان مشترک می‌تپند. در چنین لحظه‌ای، هیچ قدرتی نمی‌تواند حتی یک وجب از این خاک را از اراده مردمش جدا کند.
و اما ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۴، چه شد که شب را مثل همیشه با خیال راحت خوابیدیم و صبح بسیاری بیدار نشدند؟ چه شد که موشک‌ها تا قلب تهران رسیدند؟ چه شد که ناگهان چشم باز کردیم و دیگر لبخندهای سردار حاجی‌زاده را ندیدیم؟ چه شد که دیگر نتوانستیم دل خود را به صدای سردار سلامی و اقتدار سردار باقری گرم کنیم؟ چه شد که آن همه دانشمند هسته‌ای را از دست دادیم؟
چه شد که دختران سه یا چهار ساله ما، عروسک به بغل، در تصور خود قرار بود ظرف سه یا چهار روز از نقشه جغرافیا محو شوند؟ چه شد که این وضعیت بر ما تحمیل شد؟
در میان این پرسش‌ها، یک حقیقت روشن‌تر از همیشه بود: ما ایرانیانی هستیم که تنها تکیه‌گاهمان، خدا و مردم خودمان است.
روایت جنگ ۱۲ روزه
و اگر به عقب بازگردیم، می‌بینیم پیش از این جنگ ۱۲ روزه، آمریکا مهلتی برای مذاکره مطرح کرد. با ادبیاتی که گویی جهان باید به خواست او تنظیم شود و اگر ایران نپذیرد، مقصر معرفی خواهد شد. حتی آشکار تهدید کرد که اگر مذاکره‌ای شکل نگیرد، حمله در راه است و در ادامه، اسرائیل نیز وارد همین مسیر شد.
اما این ملت، این مسیر را از پیش شناخته بود. ملتی که سال‌ها در برابر زورگویی ایستاده و با شعارهایش گفته بود: مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل..‌. .
دشمنان ما یک ویژگی را خوب می‌دانند که اگر از پیروزی مطمئن نباشند، هرگز وارد میدان نمی‌شوند و این‌بار نیز با همین تصور آمدند که همان روز اول، ورق از همان ابتدا برگشت.
مردم چون سیلی خروشان، کنار هم ایستادند. هم‌زمان با عید غدیر، خیابان‌ها پر شد از حضوری که فقط حضور نبود، اعلام هویت بود.... اعلام اینکه این سرزمین صاحب دارد.
در همان ساعات، رهبر انقلاب با سخنانی قاطع و آرام، جهت روحی کشور را تثبیت کردند و همین کافی بود تا یک ملت دوباره منسجم شود.
در سوی دیگر، رسانه‌های غربی تلاش کردند روایت را وارونه کنند. آمریکا خود را حامی مذاکره نشان داد و اسرائیل با چهره‌ای معکوس، مدعی حمایت از مردم ایران شد.... اما حقیقت، در میدان دیگری نوشته می‌شد.
مهندسی معکوس
در همان ساعات نخست، تصمیم‌های قاطع در سطوح عالی کشور اتخاذ شد. تصمیم‌هایی که مسیر پاسخ را سریع، دقیق و بی‌وقفه کرد و این‌گونه بود که همان ابتدا، معادله نظامی به‌سرعت تغییر کرد. دشمنی که با اطمینان آمده بود، با واقعیتی روبه‌رو شد که محاسباتش را فرو ریخت.
در چهار روز اول، اسرائیل از نظر نظامی دچار ضعف شده بود و در ادامه، پاسخ ایران بسیار شدیدتر شد.
مردم ایران به‌واسطه همدلی و استکبارستیزی خود ایستادند و نیروهای نظامی و مسئولان نیز پاسخ قاطع دادند. خداوند هم به برکت این ایستادگی و مقاومت، قدرت پاسخ را بیشتر کرد.
موشک‌های بیشتر و دقیق‌تر به اهداف برخورد کردند و آسمان رژیم صهیونیستی با وجود گنبد به‌اصطلاح آهنینشان قابل نفوذ بود. در همین زمان، جهان اطراف تغییر کرد. برخی قدرت‌ها دچار تردید شدند و برخی کشورها در منطقه، نگاهشان به سمت ایران برگشت.
در مقابل، ترس در اردوگاه دشمن افزایش یافت. تلاش کردند آمریکا را بیشتر درگیر کنند و فضای تهدید را گسترده‌تر نشان دهند. اما این بار، میدان تنها میدان نظامی نبود، میدان، میدان اراده‌ها بود.
هیمنه‌ای که شکست
آمریکا تهدیدها را عملی کرد و حملاتی را به برخی مراکز به بهانه‌های مختلف انجام داد. این همان نقطه‌ای بود که تاریخ، بار دیگر تکرار شد. ایران خیلی سریع پایگاه‌های آمریکا در قطر را هدف قرار داد و بار دیگر آمریکا از نظر رسانه‌ای و سیاسی دچار بحران شد.
در فضای رسانه‌ای، انتقادات علیه آمریکا و اسرائیل افزایش یافت. ترامپ احساس آبروریزی کرد و تلاش کرد فضا را آرام کند. نتانیاهو نیز در باتلاقی از بحران گرفتار شد و به‌شدت به آمریکا متکی گردید.
پاسخ ایران، سریع و قاطع بود و معادله را وارد مرحله‌ای تازه کرد. دشمنی که انتظار فروریختن داشت، با انسجامی روبه‌رو شد که محاسباتش را بر هم زد.
در ادامه، فضای رسانه‌ای علیه مهاجمان سنگین‌تر شد. خودشان نیز به‌تدریج در باتلاقی از بحران سیاسی و روانی گرفتار شدند تا جایی که حتی امکان نمایش قدرت برایشان دشوار شد.
پیش از آتش‌بس، شرایط به نقطه‌ای رسید که تحرکات دشمن محدود و پراکنده شد. ارتباطات مختل شد، فشارها افزایش یافت و فضای میدان به‌کلی تغییر کرد، در این میان، صدای مقاومت بلندتر شد، صدایی که فقط شعار نبود، روایت یک ملت بود.
ایران پیروز میدان شد
در پایان، ایران پیروز میدان شد. آن‌ها هرگز تصور نمی‌کردند ایرانی که قصد داشتند در یک شب از نقشه حذف کنند، چنین سریع بازگردد و موشک‌هایش به قلب اهداف برسد.
آری، ما جنگ را آغاز نکردیم، اما این ما بودیم که آنان را وادار به عقب‌نشینی کردیم. آنان قصد داشتند کشور ما را تجزیه کنند، اما پیروزی با وجود برتری فناورانه آن‌ها از آنِ ملت ایران شد.
پیچ و مهره‌های نظام آنان در برابر اراده مردم ایران و توکل به خدا، قطره‌قطره فرو ریخت.
آن‌ها گمان می‌کردند می‌توانند در یک شب، نقشه را تغییر دهند اما با ملتی روبه‌رو شدند که از دل خاکسترها دوباره برخاست و این‌گونه بود که آنچه رقم خورد، صرفاً یک نبرد نبود بلکه نمایش اراده یک ملت بود.
تکرار دوباره‌ شکست دشمن
و اما در «جنگ رمضان»، بار دیگر دشمن با خیال واهی و تصورات پوشالی خود برای تصاحب ایران وارد میدان شد. اما مردم و نظام همچون گذشته در برابر این هجمه ایستادند. ایستادگی‌ و حماسه‌ای که اکنون به بیش از ۱۰۰ روز رسیده و حضور مقتدر مردم در میدان همچنان ادامه دارد.
در این نبردها، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان داد، تداوم روحیه مقاومت و انسجام ملی بود. حضوری که نه در مقطع آغازین جنگ، بلکه در استمرار آن معنا پیدا کرد. مردم ایران، با وجود فشارها، تهدیدها و شرایط پیچیده، صحنه را ترک نکردند و در کنار نظام و نیروهای مدافع کشور باقی ماندند.
این ایستادگی طولانی‌مدت، پیام روشنی برای دشمن دارد و می‌گوید ایران نه با فشار از پا می‌افتد و نه با جنگ روانی و نظامی عقب‌نشینی می‌کند. بلکه هرچه فشار بیشتر می‌شود، سطح همبستگی و حضور مردم نیز گسترده‌تر می‌شود.
در نهایت این حقیقت، با همه تلخی‌ها و شکوهش باقی ماند که این سرزمین، سرزمینی است که حتی در سخت‌ترین لحظه‌ها، از درون خود دوباره متولد می‌شود.


نظرات شما