پیام خراسان - ایرنا/ تاریخ ۱۵۰ ساله طبابت سنتی در بیرجند، از دوران قاجار تا استقرار نظام درمانی مدرن (اواسط پهلوی دوم)، با خاطراتی از رقابت رایگان پزشکان روس و انگلیس، حضور دانشآموختگان دارالفنون و چالش ماندگاری پزشکان بومی گره خورده است؛ فصلی پرفرازونشیب که نشان میدهد چگونه نخستین پایگاههای سلامت در این منطقه
ایرنا / تاریخ ۱۵۰ ساله طبابت سنتی در بیرجند، از دوران قاجار تا استقرار نظام درمانی مدرن (اواسط پهلوی دوم)، با خاطراتی از رقابت رایگان پزشکان روس و انگلیس، حضور دانشآموختگان دارالفنون و چالش ماندگاری پزشکان بومی گره خورده است؛ فصلی پرفرازونشیب که نشان میدهد چگونه نخستین پایگاههای سلامت در این منطقه، با وجود کمبود شدید امکانات و شیوع خرافههای درمانی، پایهگذاری شد.
بررسی اسناد تاریخی و روایتهای مکتوب در کتاب دولت یاد «تاریخ محلی بیرجند از آغاز سده معاصر»(به روایت میزا ذبیح الله ناصح مدیر وقت دبیرستان شوکتیه) که به همت دکتر محمدامین ناصح گردآوری تصحیح و تدوین شده، نشان میدهد که بهداشت و درمان در بیرجند، از اواخر دوره قاجار تا دهههای نخستین سده ۱۴۰۰ خورشیدی، تحولات ساختاری چشمگیری را پشت سر گذاشته است؛ تحولاتی که از حضور پزشکان حکومت محلی و کنسولگریهای خارجی آغاز شد و به تشکیل نخستین نهادهای درمانی دولتی و نیمهدولتی انجامید.
نخستین اطبای بیرجند
بر اساس یافتههای این کتاب تاریخی، در دوره حکومت میرعلمخان، «ملامحمدرفیع بخشی» طبیب مشهور منطقه بود. پس از او، امیر محمدابراهیمخان(حاکم منطقه) با استخدام اطبایی که علاوه بر طب سنتی از طب جدید نیز آگاهی داشتند، گامی نو در جهت بهداشت منطقه و خاندان حکومتی برداشت.
از معروفترین اطبای آن دوران، «ضیاءالاطبای تربتی» (پدر دکتر ضیایی، رئیس دانشگاه مشهد دهه ۱۳۴۰ ) بود که با لباس روحانیت در باغ رحیمآباد اقامت داشت. او به دلیل نزدیکی به امیر، ملجأ و پناهگاهی برای مردم در برابر تعدیات برخی منسوبان حکومت بود. پس از رفتن وی، «قوامالحکما» از اهالی سبزوار جایگزین او شد و همزمان شخصی به نام «میرزاحسینخان دکتر» در اکبریه و سیدی معمم معروف به «مسیحالاطبا» به مداوای مردم مشغول بودند.
اما ورود طب نوین علمی به بیرجند با نام «دکتر محمود کسروی» (متولد ۱۲۵۰ خورشیدی) گره خورده است. وی نخستین پزشک تحصیلکرده ایرانی و از فارغالتحصیلان طب دارالفنون بود که به عنوان پزشک ارتش (قشون) وارد بیرجند شد. دکتر کسروی که پزشکی متدین و بااستعداد در تشخیص بود، اعتقاد عجیبی به استفاده از مسهل داشت و معتقد بود تنها ۱۶ داروی مؤثر در طب وجود دارد و مابقی زوائد هستند؛ از این رو نسخههای وی بیشتر به طب قدیم تمایل داشت.
عطارهای دواپیچ و داروخانههای نوین
در روزگار گذشته، نسخههای اطبایی چون ضیاءالاطبا و قوامالحکما توسط «کربلایی عبدالرحیم عطار» پیچیده میشد؛ دکانی قدیمی با هزاران کیسه آویخته به دیوار که پر از روئیدنیها و روغنهای گیاهی مانند روغن بادام و کرچک بود. بعدها «حاجی محمدعلی عطار» با رها کردن حرفه مسگری، به عطاری روی آورد و علاوه بر داروهای گیاهی، داروهای فرنگی را نیز وارد کرد؛ روندی که در حدود سال ۱۳۱۹ خورشیدی با تأسیس «داروخانه شرق» توسط آقای عطارزاده شکل مدرنتری به خود گرفت.
با توجه به موقعیت راهبردی بیرجند در شرق کشور، دولتهای روسیه و انگلستان برای حفظ سلامت کنسولها و اتباع خود، پزشکانی را به منطقه اعزام کردند. این پزشکان خارجی مستقر در درمانگاه وابسته کنسولگریها با هدف جلب نفوذ سیاسی، مطب و داروخانههایی دایر کرده و مردم را به صورت رایگان معالجه میکردند.

هرچند در ابتدا مردم بومی به دلیل بیاعتمادی، داروهای فرنگی آنها را سم تلقی میکردند، اما با رشد سواد عمومی، مراجعه به این پزشکان افزایش یافت. پس از سقوط تزارها، دولت شوروی داروخانه خود را برچید و پزشک مربوط، «دکتر ولادیمیرف» (مشهور به دکتر روس) با پذیرش تابعیت ایران تا اواسط رضا شاه، در منطقه ماندگار شد.
همچنین پس از تأسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ بیرجند، «دکتر یاکوبر» پزشک آلمانی به همراه همسر پرستارش در این شهر مشغول به خدمت شدند.
تأسیس بلدیه و وزارت بهداری؛ تبعید مصدق و قوامنصیری
با تشکیل کمیسیون بلدی (شهرداری) در بیرجند، پزشکانی چون «دکتر اسماعیلخان » و سپس «دکتر فتحعلیخان صبا (مسیحالسلطنه)» استخدام شدند.
در سال ۱۳۱۷ خورشیدی، «دکتر علیرضا قوامنصیری» (رئیس وقت دانشکده پزشکی مشهد ) ریاست بهداری بیرجند را عهدهدار شد. نکته جالب تاریخی در دوران ریاست وی، تبعید دکتر محمد مصدق در زمان رضاشاه به زندان شهربانی بیرجند بود که در آن دوران، دکتر قوامنصیری تنها فردی بود که اجازه ملاقات و بررسی وضعیت سلامت وی را داشت.
تحولات ساختاری بهداشت و درمان با تغییر قوانین کشوری شتاب گرفت. با اصلاح قانون بودجه، اداره بهداری به «وزارت بهداری» تبدیل و در سال ۱۳۳۴ قانون آن تصویب شد. در سال ۱۳۴۴ با تصویب قانون تمرکز امور درمانی، هماهنگی گستردهتری میان مراکز درمانی بیرجند ایجاد شد.
رؤسای بعدی بهداری و بیمارستان بیرجند افرادی چون دکتر زاهدی، دکتر کندری (سال ۱۳۳۶) و دکتر فیضی (سال ۱۳۴۳) بودند و در کنار آنها فارغالتحصیلان آموزشگاههای بهداری مانند آقایان علی نشاط، دکتر اعدل، دکتر علی ایزدی، دکتر ضیا افتخاری، دکتر ثابتی و دکتر جلیل زرینقلم به ارایه خدمات درمانی میپرداختند. دکتر صبا در سال ۱۳۲۷ ریاست درمانگاه شهر و دکتر کاظم فانی در سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۴ ریاست آموزشگاه های بیرجند را عهده دار بودند.
باورهای عامیانه و چالشهای بهداشتی سده گذشته
نگارشهای تاریخی در کتاب دولت یاد نشان میدهد که در دهههای گذشته، اکثریت مردم به ویژه در روستاها از اصول اولیه بهداشت بیخبر بودند. کشیدن دندان و اصلاح مو بدون رعایت استانداردها و با وسایل مشترک انجام میشد و رجوع به دعانویسان برای درمان بیماریها رایج بود.
یکی از چالشهای بزرگ آن دوران، شیوع مصرف تریاک و ابتلای برخی بیماران به عوارض آن بود. در خاطرات آن دوران، به ماجرای ورود حَبهای ترک اعتیاد فرستاده شده از تهران اشاره شده است؛ حبهایی که به دلیل هراس مردم از عوارض آن، ابتدا توسط یکی از جوانان علاقهمند به طب به صورت شخصی آزمایش شد و به مسمومیت شدید و بستری شدن سهروزه وی انجامید که نشاندهنده نبودِ ابزار آزمایشگاهی استاندارد در آن دوره است.
چالش استنکاف پزشکان بومی از بازگشت به وطن
یکی از مهمترین نکات مطرح شده در کتاب دکتر محمد امین ناصح، مسئله مهاجرت و عدم مراجعت پزشکان بومی به زادگاهشان پس از فراغت از تحصیل است؛ چالشی که ریشههای تاریخی دارد. در مقابل، حضور پزشکان ماندگاری چون دکتر محمدحسین اعتمادی، دکتر هدایتالله ناصح، دکتر مرتضی نوربخش، دکتر محمدباقر حقیقی و دکتر ضیاء افتخاری در بیرجند، در کنار داروسازان و دندانپزشکانی چون دکتر عبدالحسین سعادت و سرالحق حقیقی، شالوده نظام درمانی نوین شهر را حفظ کرد.
همچنین برخی پزشکان بیرجندی نیز از اواسط دوره پهلوی دوم در تهران و مشهد خوش درخشیدند. از جمله دکتر جواد بیرجندی، دکتر محمدحسین اسدی، دکتر علی سپهری، دکتر هادی فرزانه، دکتر محمود لطفی، دکتر غلامعلی ناصح، دکتر مهدی لطفی، دکتر علی اکبر بهرمان، دکتر محمدعلی راشد محصل، دکتر محمود رفیعی و ... که خود در تربیت برخی پزشکان بیرجندی نسل بعد موثر افتادند.
مرور تاریخ صدوپنجاهساله طبابت در بیرجند ( تا اواسط پهلوی دوم) به روشنی نشان میدهد که زیرساختهای بهداشتی و درمانی امروز این خطه از کویر، بر دوش مردان و زنانی بنا شده است که در سختترین شرایط اقلیمی و با کمترین امکانات دارویی، پایههای سلامت جامعه محلی را استوار ساختند.