پیام خراسان - محمد رضا سنگری (نویسنده و محقق) گفت: سفرنامه نویسی در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است و کشورهای اروپایی نیز به این چرخه پیوستهاند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، این نویسنده با حضور در برنامه «کتاب هفته» شبکه خبر درباره مسائل مختلف چاپ و نشر سخن گفت.
مشروح این گفتوگو را در ادمه میخوانید:
-: آقای سنگری این هفته در خبرگزاریها چند کتاب را با موضوع اربعین دیدیم که منتشر شده و همیشه هم کتابهای جدید با نگاه نویی میآید مثلا کتاب «نمک، خرما، توت» که اشاره دارد به سفرنامه هنرمندان تبریزی در کربلا و در جریان راهپیمایی اربعین. چقدر به عنوان یک محقق این نگاههای نو را در بازار کتاب میبینید؟: در تاریخ گذشته ما سفرنامه نویسی مربوط به عتبات عالیات در عصر قاجار باب میشود ما چندین سفرنامه شاخص و درخشان داریم، اما در هیچ روزگاری به اندازه روزگار ما سفرنامه عتبات نوشته نشده، مدتی پیش من با آقای آنتوان بارا نویسنده مسیحی که کتاب بسیار خوبی درباره حضرت زینب نوشته تحت عنوان «زینب فریاد فرمند» صحبت میکردم ایشان مسیحی است گفت: من بیست بار است دارم این مسیر را پیاده میروم حتی پایم را برهنه میکنم و سعی کردم بنویسم بازتابهای جهانی هم پیدا کرده و من تعدادی سفرنامه نویسندگان خارجی دیدم، یعنی از کشورهای دیگری مثلا از فرانسه از انگلیس که این سفر شگفت و شورانگیز را در حد توان خودشان توصیف و بیان کردهاند، دست کم در ایران تا این لحظه که من بررسی کردم بیش از صد و بیست سفرنامه کربلا نوشته شده که همه قابل توجه است.
-: چقدر خوب که شما در این برنامه یک آمار هم دادید که میتواند جنبه خبری برای ما داشته باشد، خود شما هم یک کتابی دارید به عنوان «آینه داران آفتاب» که هفت سال طول کشیده نگارشش؟: بله کتاب «آینه داران آفتاب» دو جلد است. معمولا همه کسانی که درباره اصحاب نوشتهاند، اصحاب را بر مبنای تبار و قبیله و نژاد تقسیم بندی کردهاند ولی من بر مبنای زمان شهادت مطرح کردهام و خیلی هم جالب است بدانیم که از پیشاهنگان شهدای کربلای ایرانی هم هست که نامش برای همه ما آشنا است.
میثم تمار یاربزرگ حضرت علی که ده روز قبل از اینکه امام حسین به کربلا برسد به شهادت میرسد، بعد از آن یک کاری را من انجام دادم به عنوان آینه در کربلاست، نهضت حضرت اباعبدالله را بر اساس نگاهی که آقای شهیدمان داشتند رهبر شهید ما داشتند گفتهاند؛ کربلا درسها و آموزهها و عبرتها دارد که پیامهای کربلا را در طی تبیین و تحلیل نهضت حضرت اباعبدالله بررسی کردهام این حدود سه سال و نیم کار و مطالعه و پژوهش علمی بود یعنی مجموعا با این کتاب میشود یازده سال و پس از آن در دوره کرونا زمانی که کاملا تعطیل شده بود من یک لحظه به ذهنم رسید چرا چهرههای منفی کربلا را طرح نکنیم، چون اگر آن بخش تاریک و سیاه را ببینیم این بخش روشن و درخشان را بهتر میتوانیم ادراک و احساس کنیم و کتابی نوشتم با عنوان آیینه شکنان چه کسانی این زمینه را فراهم کردند تا کربلا رخ بدهد و جنایتکاران کربلا را در این کتاب معرفی کردم.
-: آقای سنگری کتابهای شما نگاههای نوی را دنبال میکنند و پژوهش محور هستند آثارهای دیگری هم من میبینم که روی میز آوردهاید؟: جز این سه کتاب کتاب اربعین است که موضوع اربعین را هم به اعتبار تاریخی مسئله و هم به مشایع یعنی حرکت عظیم و بزرگ و شگفت انگیزی که در روزگار ما اتفاق افتاده چندین میلیون زائر حضور پیدا میکنند این را تبیین و تحلیل و بررسی کردم.
-: یک کتابی هم میخواندم آن ناگهان فکر کنم آورده باشید؟: بله آخرین کاری که من داشتم اسمش است (آن ناگهان) درباره امام زمان و نسبتش با عاشورا و بحث انتقام گیری است، معمولا نگاههای ما به کربلا عمدتا سوگ است ولی ما آنقدر به وجه تراژیک کربلا و اندوه و غم پرداختیم که ابعاد دیگر کربلا گم شده در حالی که کربلا کتاب زندگی است، قصه انسانی است که ایستاده است تا رسم ایستادن را به انسانها بیاموزد.
-: روایتگری کربلا چقدر اتفاق افتاده خبرنگار داشتید آن ایام یا نه؟: بله سوال خیلی خوب است و کمتر به این پرداخته شده در سپاه امام حسین هم یک خبرنگار است که از آغاز راه آمده و حدود صد و سیزده تا روایت درباره کربلا دارد، یعنی صد و سیزده خبر به گونهای باید بگوییم و اتفاقا میآید گزارش میدهد چند گزارش فوق العاده زیبا و شیرین درباره کربلا دارد که در تاریخ طبری ذکر شده.
-: البته بزرگ راوی کربلا هم حضرت زینب سلام الله علیها هستند. بله. عمده راویان کربلا خانمها هستند که چند نفر راوی داریم که کربلا را روایت میکنند دختر بزرگ امام حسین است اسمش فاطمه صغری که بعدا میآید کنار روضه نبوی آنجا مجلس برپا میکند و گزارش میدهد، همسرش شخصیتی است به نام حسن مثنی پسر امام مجتبی بوده که زخمی میشود و در کربلا زنده میماند بعد از شهادت همسرش چادر میزند در بقیع و یک سال گزارش میدهد یعنی یک سال برای جماعتی که در آنجا هستند کربلا را گزارش میکند این فاطمه صغری است، حضرت سکینه است دختر دوم امام حسین، خود حضرت زینب هست حضرتام کلثوم است، امام سجاد علیه السلام است، اینها همه اجزا کربلا را برای ما گفتند این است که هیچ حادثهای در تاریخ اسلام به اندازه کربلا جزئیاتش مطرح نشده، چون خبرنگار در جریان بوده.
-: بحثی که این روزها مطرح است روایتگری روزهایی است که ما در آن حضور داریم از مقاومت ایرانیان و اتفاقهایی که در گوشه و کنار و در خیابانها و در اجتماعات مردمی رخ میدهد اینها را الان شما بازتابش را چطور میبینید با توجه به تجربهای که شما در نگارش تاریخ شفاهی دفاع مقدس داشتید و خودتان دیدهاید که آن ایام چگونه روایت شده روایت امروز را اگر بخواهیم ارتباط بدهیم با روایت دوران دفاع مقدس چطور ارزیابی میکنید؟: ببینید در دوران هشت ساله دفاع مقدس ما خیلی از چیزها را ننوشتیم نسلی که بودند از دست رفتند و هر کدامشان یک گنجی بودند مثلا در همین جنگ دوازده روزه فرماندهان بزرگی بودند از ما گرفتند و اینها با خودشان این خاطرات را بردند خیلی خوب است لحظه به لحظه صحنهها را بنویسیم، الان هشت هزار تجمع بررسی شده که در ایران است در روستاها هم داریم و اینها این ذهن خلاق و زایا و پویای ایرانی هر شب پدیدههای جدیدی دارد من همین دیشب که در خیابان انقلاب بودم در میدان انقلاب آنقدر پدیدههای تازه میدیدم بسیار شگفت آور بود، نمیتوانیم پا به پای اینها بدویم، بخشی از این ادبیاتی است که کودکان دارند خلق میکنند، کودکان ما گاهی وقتها چیزهایی مینویسند که بسیار تکان دهنده است، وقتی یک دختربچه روی پلاکارد مادرش حالا بگوییم شعار نوشته، نوشته بود ما برای گفتوگو با سازمان ملل به یک سلیمان نیازمندیم، شما میدانید که این بسیار زیباست، من خودم الان در میدان سعی میکنم بروم و در آنجا بنویسم یعنی اینکه منتقل نکنم به خانه همانجا در همان فضا که دارم میبینم، شما میدانید الان در خیابان همه هستند یک روزهایی وجود دارد که مثلا هنرمندان میآیند آنجا یک کسی خوشنویس هست، آنجا یک کسی کار طراحی و نقاشی میکند احیانا کاریکاتور میتواند بکشد بچهها میآیند و خواسته خودشان را مطرح میکنند آنها مینویسند یا خلق میکنند و بعد بلافاصله در هیئت شعار نوشته یا پلاکارد خودش را نشان میدهد.
-: این یادداشتها در اختیار است ما میتوانیم بعد از برنامه از شما بشنویم؟: بله من دارم کار میکنم در این زمینه و دارم مینویسم خوشبختانه یک جمعی از خانمها هم در میدانها حضور دارند و دارند مینویسند امیدوارم که ان شاالله در آینده ما این ادبیات شیرین و شگفت و عمیقی را که مردم دارند تولید میکنند ادبیات خیابان یا ادبیات خیابانی را بتوانیم ان شاالله به نسلهای آینده منتقل کنیم.
-: به عنوان سوال آخر دوست داشتیم بدانیم که نگاه شما به بازار چاپ و نثر چگونه است الان در حال حاضر با وجود مشکلات و مسائلی که مربوط به کاغذ است یا چالشهایی که نویسندگان احتمالا باهاش مواجه هستند فکر میکنید راه حل چیست و چه باید کرد؟: یک فضای خیلی دردآلودی ما داریم و اسفبار و واقعا من نویسندگانی میشناسم که کارشان همین طور مانده و بعد هم از انتفاع ساقط میشود، یعنی اگر این اثر الان چاپ نشود که به موضوعات مثلا امروز پرداخته دو سال دیگر سه سال دیگر یا چند سال دیگر دیگر جایگاه خودش را از دست میدهد حتی بعضی از دوستان نویسنده دارند انگیزههای خودشان را از دست میدهند باید واقعا چاره اندیشی کرد به گمان من اگر ما در عرصه فعالیتهای نظامی مان نوآوری داریم خلاقیت داریم در این زمینه هم باید فکر کنیم کمبود کاغذ را بهانه نکنیم الان بعضی از کتابها واقعا گفتم دردناک است صد بیشتر شمارگانش نیست، یعنی واقعا به خوانندگان و خوانندگان نمیرسد و بعضی که تا حدی ممر معاشت شان هم از این مسیر بوده اینها هم الان مشکلات جدی در کار خودشان دارند باید نویسندگانمان را دریابیم باید حوزه نشر و کتاب را ما جدی بگیریم و الا بخشی از فرهنگ خلق شده جامعه مان را از دست خواهیم داد و ممکن است خدای ناخواسته گردی از یاس بر زندگی عزیزان نویسنده ما بنشیند، امیدوارم که ان شاالله هم در فضای صدا و سیما به این قصه پرداخته شود و هم عزیزان ما در ارشاد و هم همه مجموعههای اندیشناک حوزه فرهنگ که آنها همه به این موضوع و مسئله تامل کنند و بپردازند.
-: ممنون به هر حال پیشنهاد شما در زمینه نوآوری بود و با این نوآوریها باید مشکلات حوزه نشر را برآن غلبه کرد.