پیام خراسان - روزنامه ایندیپندنت در انگلیس در گزارشی نوشت:هورمونها میتوانند اختلال کمتوجهی- بیشفعالی را برای زنان بدتر کنند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، "ایدیاچدی" (ADHD) یا اختلال کمتوجهی- بیشفعالی، یک مشکل عصبی- رشدی در مغز است که با سه نشانه اصلی شامل بیتوجهی و نداشتن تمرکز، تحرک و فعالیت زیاد (بیشفعالی) و کارهای ناگهانی بدون فکر (تکانشگری) شناخته میشود. این وضعیت از دوران کودکی شروع میشود و ممکن است تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.
روزنامه ایندیپندنت نوشت: با این که زنان به پزشکان، دوستان و گروههای حمایتی برخط (آنلاین) خود میگویند که هورمونهایشان علائم "ایدیاچدی" آنان را تشدید میکند و دارو را کمتر مؤثر میکند، تحقیقات کمی برای بررسی این ارتباط انجام شده است.
اما اکنون، در یک مطالعهی بیسابقه، محققان دانشگاه کوئین مری و کالج کینگ لندن از ۵۰ زن که برای درمان اختلال کمتوجهی- بیشفعالی، دارو مصرف میکنند، خواستهاند تا چرخههای قاعدگی خود و تأثیر آن بر وضعیت عصبی-رشدی و همچنین زندگی روزمرهشان را پیگیری کنند.
وقتی "کت فریز" در ۳۷ سالگی، پس از مواجهه با چالشهایی با خستگی، روابط، ارتباطات و آسیبهای تصادفی، به اختلال کمتوجهی- بیشفعالی مبتلا شد، تشخیص - و دسترسی به درمان پس از آن - زندگیاش را تغییر داد. اما، هنوز هم، نقاطی در چرخهی او وجود دارد که دارو آنقدر بیاثر است که او زیر سوال میبرد که آیا اصلاً آن را مصرف کرده است یا خیر. او میگوید: " بعضی ماهها، ممکن است احساس شود که چند روز خوب وجود دارد که دارو مانند همیشه اثر نمیکند. "
فریز که به دلیل عدم حمایت پزشکان در مورد اختلال کمتوجهی- بیشفعالی در گذشته، هرگز در مورد این موضوع به پزشک عمومی خود مراجعه نکرده است، میگوید: برای من، این فقط بخش دیگری از زن بودن با اختلال کمتوجهی- بیشفعالی است که باید با آن کنار بیایم. "، اما وقتی صحبت از این مطالعهی مدتها مورد انتظار میشود، میگوید: " دانش قدرت است و تحقیق واقعاً به آسانتر کردن زندگی کمک میکند".
وقتی معیارهای تشخیصی اختلال کمتوجهی- بیشفعالی در اواخر دههی شصت میلادی تعیین شد، بیشتر بر اساس علائم بیشفعالی بیرونی بود که اغلب در پسران و مردان وجود دارد، نه علائمی که در بین دختران شایعتر است، که ممکن است بیتوجه به نظر برسند، یا بیماری خود را پنهان و درونی کنند - تا زمانی که اتفاقاتی مانند بارداری، پیشیائسگی یا پسیائسگی این ظاهر را به هم بریزد. دکتر شوون ماتیکن، روانپزشک مشاور، میگوید: " زنانی که اختلال کمتوجهی- بیشفعالی تشخیص داده نشده یا تشخیص داده شده دارند، میتوانند در آن زمانها به دلیل تغییرات هورمونی بسیار آسیبپذیر باشند".
تعامل بین نوسانات هورمونی و اختلال کمتوجهی- بیشفعالی هنوز به طور کامل بررسی نشده است، اما ماتیکن توضیح میدهد که آنچه پزشکان میدانند این است که دوپامین "یکی از انتقالدهندههای عصبی مهم در مغز است که برای مواردی مانند توجه، انگیزه و عملکرد اجرایی مهم است". هورمونهای زنانه، به ویژه استروژن، میتوانند بر سیگنالینگ دوپامین در مغز تأثیر بگذارند. همچنین نظریههایی وجود دارد که مراحل یک چرخه، زمانی که استروژن کم است، میتواند بر دوپامین تأثیر بگذارد، که از نظر تئوری میتواند تأثیر دارو را تغییر دهد یا علائم را تشدید کند. تخمین زده میشود که ۵۰ تا ۷۵ درصد از زنان مبتلا به اختلال کمتوجهی- بیشفعالی تشخیص داده نشدهاند.
این علائم میتوانند باعث سرزنش خود شوند. فریز میگوید: " مانند بسیاری از زنان، من هم فکر میکردم که فقط باید بیشتر تلاش کنم، یا منظمتر باشم، یا در مدیریت استرس بهتر باشم، یا کمتر احساساتی باشم. وقتی توضیحی ندارید، درونی کردن این مشکلات و دیدن آنها به عنوان شکستهای شخصی واقعاً آسان است. وقتی نمیفهمید که چرا اوضاع به طور نامتناسبی دشوار است، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که مشکل از شماست... به همین دلیل است که تحقیقاتی از این دست واقعاً تأثیرگذارند - ما را با شواهدی توانمند میکنند تا توضیح دهیم که چرا ممکن است چنین احساسی داشته باشیم. "
در سال ۲۰۲۳، پزشکان پس از مشاهده اینکه چندین زن در کلینیک خود در هلند تشدید علائم اختلال کمتوجهی- بیشفعالی و افسردگی یا تأثیر ناکافی داروهایشان را در هفته قبل از قاعدگی توصیف کردند، تصمیم گرفتند مطالعهای انجام دهند. آنان دوز ۹ شرکتکننده را در طول دوره قاعدگیشان افزایش دادند و پاسخ و عوارض جانبی را در طول شش تا ۲۴ ماه تحت نظر گرفتند. علائم اختلال کمتوجهی- بیشفعالی و خلق و خوی هر ۹ زن با حداقل عوارض جانبی بهبود یافت. کل گروه تصمیم گرفتند با دوز بالاتر قبل از قاعدگی ادامه دهند. محققان نتیجه گرفتند: " افزایش دوز ممکن است به مقابله با بدتر شدن علائم شناختی و عاطفی قبل از قاعدگی در زنان مبتلا به اختلال کمتوجهی- بیشفعالی کمک کند و پیامدهای بالینی قابل توجهی داشته باشد. با این حال، اجرای آن باید به صورت جداگانه بررسی شود. تحقیقات بیشتر در مورد تنظیم دوز محرک روانی فاز لوتئال برای درمان ایمن، بهینه و فردی برای زنان مبتلا به اختلال کمتوجهی- بیشفعالی مورد نیاز است. " سالها گذشته است، اما پیشرفت همچنان کند است.
ماتیکن میگوید که این سرعت حلزونی، به عبارت ساده، " مایه تاسف" است. او میگوید: " من فکر میکنم به همین دلیل است که واقعاً مهم است که، با وجود فقدان شواهد تحقیقاتی قوی، ما باید راهی پیدا کنیم تا بتوانیم به زنان و تجربه زندگی آنان گوش دهیم، در حالی که منتظریم تحقیقات در مسیر درست حرکت کنند و یافتههای تحقیقاتی به تغییر در عمل بالینی تبدیل شوند. "
یک مطالعه دانشگاهی حتی سال گذشته نشان داد که محتوای رسانههای اجتماعی، اختلال کمتوجهی- بیشفعالی را به عنوان یک اختلال "ناز" "عاشقانه" جلوه میدهد و "تجربیات عادی روزمره" مانند فراموش کردن کلید خانه یا داشتن اتاق نامرتب را به عنوان علائم آسیبشناسی میکند.
ماتیکن در پاسخ به انتقادات منفی میگوید: "من مشتاق نیستم که رسانههای اجتماعی را کاملاً رد کنم. این به افزایش آگاهی و کاهش انگ زدن اجتماعی کمک کرده است. در هر بیماری دیگری که در روانپزشکی درمان میکنیم، این دو پیامد را مثبت میبینیم، اما به نظر میرسد انتقادات تندتری در مورد پلتفرمهای رسانههای اجتماعی از نظر اطلاعات نادرست، به ویژه در مورد بیماریهای به ظاهر مد روز مانند اختلال کمتوجهی- بیشفعالی، وجود دارد. " وقتی صحبت از اختلال کمتوجهی- بیشفعالی و قاعدگی میشود، انبوهی از محتوای آنلاین برای ریزش وجود دارد.
سالی کوبین، روانپزشکی که در مطالعه کالج کینگ کار میکرد، به بیبیسی گفت که معتقد است زنان وقتی دوپامین در طول چرخه قاعدگیشان کاهش مییابد، بیشتر احتمال دارد که " تصمیمات خطرناک و ریسکپذیری" بگیرند، مانند عدم مصرف قرص ضدبارداری، پرخوری یا خرج کردن پول. متیکن ترجیح میدهد از این علامت به عنوان " تکانشگری یا بدتر شدن تصمیمگیری اجرایی" که از نظر تئوری ناشی از کاهش استروژن است، یاد کند. او میگوید: " من طرفدار کلمات و برچسبهایی نیستم که انگشت اتهام را به سمت افراد نشانه بگیرند. " همانطور که فریز اشاره میکند، زنان مبتلا به اختلال کمتوجهی- بیشفعالی اغلب از قبل مشغول سرزنش خود به خاطر تقصیرهای درک شده خودند، که میتواند شامل غرق شدن، خستگی مزمن ناشی از پنهان کردن و اختلال در تنظیم عاطفی باشد.
فریز و زنانی مانند او، در حالی که منتظرند تحقیقات اختلال کمتوجهی- بیشفعالی به درمان تبدیل شود، نمیتوانند کار زیادی برای تغییر تأثیر فیزیولوژیکی هورمونهایشان انجام دهند. او میگوید: "، اما میتوانم به آنچه در بدنم اتفاق میافتد و آنچه هر هفته از خودم میخواهم، توجه داشته باشم. اگر در زندگیام به مشکل برخوردم یا احساس کردم میتوانستم بهتر عمل کنم، میتوانم با خودم مهربانتر باشم. پذیرفتن این واقعیت که نمیتوانم و نخواهم توانست همیشه در بهترین حالت خودم باشم، دشوار، اما مهم است - و این چیزی است که مدت زیادی طول کشیده تا آن را انجام دهم". "