يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۵
سیاسی

قصه یک موقوفه قاجاری در بشرویه؛ وقفی برای جلوگیری از تنبیه گربه

قصه یک موقوفه قاجاری در بشرویه؛ وقفی برای جلوگیری از تنبیه گربه
پیام خراسان - بشرویه- «زمین گربه‌گی» موقوفه‌ای قاجاری است که درآمد آن برای جبران خسارت غذای برده‌شده توسط گربه‌ها اختصاص یافته بود؛ موقوفه‌ای عجیب که روایتی متفاوت از همزیستی مردم این شهر با حیوانات دارد.
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - بشرویه- «زمین گربه‌گی» موقوفه‌ای قاجاری است که درآمد آن برای جبران خسارت غذای برده‌شده توسط گربه‌ها اختصاص یافته بود؛ موقوفه‌ای عجیب که روایتی متفاوت از همزیستی مردم این شهر با حیوانات دارد.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها: در میان رو 0ایت‌های تاریخی شهرهای ایران، گاهی داستان‌هایی پیدا می‌شود که در نگاه نخست باورکردنی نیستند؛ روایت‌هایی که از سبک زندگی، باورها و حتی نوع نگاه مردم گذشته به حیوانات پرده برمی‌دارند.
یکی از همین روایت‌های متفاوت در بشرویه خراسان جنوبی، با نامی عجیب گره خورده است؛ «زمین گربه‌گی».
ماجرا به دوره قاجار بازمی‌گردد؛ زمانی که یک فرد خیر بخشی از زمین‌های کشاورزی خود را وقف کرد تا اگر گربه‌ای وارد خانه مردم شد و گوشت یا مواد غذایی را با خود برد، صاحبخانه به جای آزار دادن حیوان، خسارت خود را از محل درآمد این موقوفه دریافت کند.
گربه را نزن؛ خسارتت را می‌دهند
سیدامیر سلیمانی رباطی، مسئول میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان بشرویه در این خصوص در گفتگو با خبرنگاران با اشاره به این موقوفه اظهار کرد: «موقوفه زمین گربه‌گی» یکی از مستندات قابل توجه درباره فرهنگ عمومی بشرویه در سده‌های متأخر اسلامی و نمونه‌ای از توجه به حقوق حیوانات است.
وی افزود: در دوره قاجار، فردی خیر بخشی از املاک کشاورزی خود را وقف کرد تا اگر گربه‌ای وارد خانه‌ای شد و گوشت یا مواد خوراکی دیگری را با خود برد، کسی حق تعرض به آن حیوان را نداشته باشد.
سلیمانی رباطی ادامه داد: بر اساس این وقف، نه گربه باید تنبیه می‌شد و نه غذایی که برده بود از او پس گرفته می‌شد؛ بلکه صاحب خانه می‌توانست به متولی موقوفه مراجعه کرده و خسارتی را که متحمل شده بود از محل درآمد زمین دریافت کند.
به زبان ساده، در این سازوکار قدیمی، گربه آزاد بود غذایش را ببرد و صاحبخانه هم حق داشت خسارتش را بگیرد؛ اما نه با تنبیه گربه.
چرا گربه این‌قدر مهم بود؟
شاید امروز چنین وقفی عجیب به نظر برسد، اما گربه در زندگی مردم شهرهای تاریخی، فقط یک حیوان خانگی نبود.
خانه‌های خشت و گلی و بافت‌های تاریخی، محیط مناسبی برای حضور موش‌ها و دیگر حیوانات موذی بودند و گربه‌ها عملاً بخشی از چرخه طبیعی کنترل این حیوانات به شمار می‌رفتند.
مسئول میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی بشرویه با اشاره به همین موضوع گفت: گربه‌ها با کنترل جمعیت موش‌ها و دیگر حیوانات موذی، نقش مهمی در حفظ بهداشت و سلامت محیط زندگی مردم داشتند.
این اهمیت حتی در فرهنگ شفاهی مردم بشرویه هم باقی مانده است.
ضرب‌المثلی قدیمی در این منطقه می‌گوید: «هرکه از قوت گربه قنعت کنه، موشا دِ کمینشن»؛ یعنی هرکس به گربه غذا ندهد و آن را از خانه خود طرد کند، باید منتظر موش‌ها باشد.
ضرب‌المثلی که در چند کلمه، رابطه میان گربه، خانه و زندگی روزمره مردم را روایت می‌کند؛ رابطه‌ای که ظاهراً آن‌قدر جدی بوده که برای آن حتی موقوفه‌ای هم شکل گرفته است.
از مصر باستان تا خانه‌های بشرویه
البته جایگاه گربه در زندگی انسان داستانی بسیار قدیمی‌تر دارد.
گربه در تمدن مصر باستان جایگاهی ویژه داشت و در باورهای دینی و هنری این تمدن نیز حضور پررنگی پیدا کرده بود. اهمیت این حیوان به اندازه‌ای بود که حتی در برخی روایت‌های تاریخی مربوط به نبرد کمبوجیه دوم با مصر در سال ۵۲۵ پیش از میلاد نیز به جایگاه گربه در باور مصریان اشاره شده است.
اما اگر گربه در مصر باستان رنگی از تقدس داشت و در روایت‌های مربوط به هخامنشیان به یک عنصر جنگی تبدیل شد، در بشرویه داستان کاملاً متفاوت است؛ اینجا گربه بخشی از زندگی روزمره مردم بود.
گربه در کوچه‌های باریک و خانه‌های خشتی رفت‌وآمد می‌کرد، موش‌ها را شکار می‌کرد و گاهی هم سراغ گوشت و غذای خانه‌ها می‌رفت؛ و برای همین اتفاق ساده، سازوکاری برای جبران خسارت شکل گرفته بود.
نکته مهم درباره این روایت آن است که «زمین گربه‌گی» تنها یک داستان شفاهی نیست.
سلیمانی رباطی با اشاره به وجود وقف‌نامه این موقوفه گفت: متن مکتوب وقف‌نامه «زمین گربه‌گی» در مجموعه نسخ و کتب خطی بشرویه نگهداری می‌شود.
به گفته وی، این سند می‌تواند برای مطالعه تاریخ اجتماعی، فرهنگ عامه و شیوه تعامل مردم منطقه با حیوانات در دوره قاجار و سده‌های متأخر اسلامی اهمیت داشته باشد.
«زمین گربه‌گی» شاید در نگاه نخست تنها داستانی درباره چند گربه و مقداری گوشت باشد، اما در دل خود تصویری از جامعه‌ای را نگه داشته که برای همزیستی با حیوانات، قواعدی نانوشته و گاه حتی سازوکارهایی رسمی مانند وقف ایجاد کرده بود.
در بشرویه، این روایت امروز در کنار خانه‌های تاریخی، معماری خشتی و کوچه‌های قدیمی شهر، بخشی از قصه‌ای بزرگ‌تر است؛ قصه‌ای درباره اینکه مردم گذشته چگونه با طبیعت، حیوانات و محیط زندگی خود کنار می‌آمدند.
و شاید عجیب‌ترین بخش این قصه همان باشد که قرن‌ها پیش، برای گربه‌ای که غذای خانه را می‌برد، به جای مجازات، «خسارت» تعیین شده بود.


نظرات شما