دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵
اجتماعی

آقای مسوول؛ کدام معیار گردشگری می‌گوید بستر خشک زاینده رود جولانگاه گوسفندان باشد!

آقای مسوول؛ کدام معیار گردشگری می‌گوید بستر خشک زاینده رود جولانگاه گوسفندان باشد!
پیام خراسان - ایرنا/ چرا باید چرای گوسفند در زاینده رود برای گردشگر جذابیت داشته باشد! معیارهای جذب گردشگر چگونه آنقدر تقلیل یافته که بستر خشک رود عزیز ایران در کنار منظر ...
  بزرگنمايي:

پیام خراسان - ایرنا / چرا باید چرای گوسفند در زاینده رود برای گردشگر جذابیت داشته باشد! معیارهای جذب گردشگر چگونه آنقدر تقلیل یافته که بستر خشک رود عزیز ایران در کنار منظر بی‌بدیل کوه صفه و پل‌های شهره تاریخی اصفهان حالا باید جولانگاه گوسفندان باشد تا مگر عرصه کم فروغ گردشگری را خوش بیاید؟!
مدیرکل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان اخیرا در واکنش به چرای دام در بستر خشک زاینده رود گفته است: «راسش را بخواهید ایرادی در این قضیه نمی‌بینم که چند گوسفند هم وارد زاینده رود شوند؛ اتفاق خاصی نمی افتد. رودخانه است و گردشگران داخلی و خارجی نیز اطراف آن رفت و آمد می‌کنند، بنابراین با ورود گوسفندان، گردشگران آن‌ها را می بینند، لذت می برند و این موضوع می تواند جزیی از تفریحات ما باشد. احتمال دارد عده‌ای از گردشگران از تماشای گوسفندان استقبال کنند و برای دیدن آن‌ها بروند.»
این مدیر میراث تاریخی و فرهنگی اصفهان گفته چون احتمال دارد گردشگران از چرای گوسفندان در کف خشک رودخانه استقبال کنند؛ این موضوع می تواند جذاب باشد و بخشی از فرهنگ ما را به نمایش بگذارد! پرسش این است که بر اساس کدام معیارهای فرهنگی، زیست محیطی، شهری و میراثی اذعان می‌کنید این کار غیر اصولی در بستر خشک زاینده رود، بخشی از فرهنگ ما را به نمایش می‌گذارد؟ همهمه گوسفندان با پس زمینه خواجو و سی و سه پل در کف رودخانه‌ای مفروش با علف‌های هرز در کجای ذهن شما نماینگر فرهنگ ماست؟ سیمای شهری و منظر میراث تاریخی و طبیعی اصفهان کجای این تابلوی ناصوابی که شما ترسیم می‎‌کنید، جا دارد؟
زاینده رود بیش از ۲ دهه است که بر اثر مدیریت نابخردانه به چنین وضع دشواری گرفتار شده؛ اصفهانی که شما در بر کرسی مدیریت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آن تکیه زده‌اید و با مسائل و چالش‌های عدیده در حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی دست و پنجه نرم می‌کند؛ بر اثر بی‌درایتی مدیران، در مصائب خشکی زاینده رود گرفتار شده و یکی از دلایل روشن عرصه کم فروغ گردشگری اصفهان فراتر از مسائل جنگ، زاییده همین خشکی زاینده رود است.
استان اصفهان در سال ۱۳۹۷ حدود ۸.۴ درصد از کل گردشگری ایران را به خود اختصاص داده بود اما در سال ۱۴۰۳ این سهم به ۲.۲۵ درصد کاهش یافته است؛ مرکز پژوهش‌های مجلس سه دلیل اصلی برای این سقوط اعلام کرده، یکی خشک شدن شدن زاینده رود به عنوان عامل اصلی، دوم، تمرکز سنتی بر گردشگری ورودی و سوم، فقدان بازاریابی و تبلیغات مناسب برای معرفی جاذبه‌های جدید داخلی.
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی می‌گوید اصفهان از فهرست پنج مقصد اصلی سفرها در کشور به جایگاه دهم سقوط کرده؛ دلیل اصلی هم همین خشکی زاینده رود دانسته شده است؛ حالا مدیران ما می‌گویند برای خوش‌آمد گردشگر، حالا که آب نیست، برای تفریح هم که شده گوسفندان در زاینده رود چرا کنند! شاید هم این موضوع جاذبه جدیدی در اصفهان تلقی شده تا به جای گوهر آب، پشگل قلتان گوسفندان در زاینده رود جاری شود! تابلویی تمام نما از بلایی که بر سر یک رودخانه در شهری شهره به نام گردشگری آمده و حالا پیش چشم گردشگران به نمایش درمی‌آید.
در شهری که بالندگی هنری، فرهنگی و شهریش وامدار زاینده رود خروشان بوده و بر کرانه این رود و از برکت آن، ذوق آفرینش‌های متعالی انواع گوناگون هنر و ذوق و معماری و مکتب موسیقی جوشیده و پرورانده شده؛ چگونه چرای گوسفندان در بستر خشک آن بخشی از فرهنگ ما را به نمایش می‌گذارد در حالی که تصویرگر سرانجام نامدیری و بی‌درایتی در مدیریت میراث طبیعی فلات مرکزی ایران است؟ آنچنان که به جای صدای جوش و خروش الهه زندگی بخش آب، باید گوش باشندگان کرانه های زاینده رود شنونده صدای همهمه بع بع گوسفندان در بستر خشکی باشد که حالا محل رویش علف‌های هرز شده است.
با این نظرات مشعشع، فریاد بزنید که خشکی زاینده رود، بسیار هم عادی است؛ هیچ مشکلی نیست، حال اصفهان خوب است؛ بی زاینده رود هم می‌شود سَر کرد. چه اشکالی دارد، گوسفند در آن بچرد؛ شاید تصور کرده‌اند این کار بهتر از آن است که زاینده رود را هم مثل رودخانه الیگودرز آسفالتش کنند مگر تا حدی معضل ترافیک و پارکینگ حلش شود.
چرا مدیران میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان به جای کشف این جاذبه‌های خالی از خردورزی، برای کشف جاذبه‌های گردشگری، به فکر باززنده‌سازی آداب و رسوم کهن ایرانی نیستند؛ جشن های ایرانی چون مهرگان و سده یا آپ پاشان که روزگاری در کرانه زاینده رود و خواجو برگزار می‌شده ظرفیت‌های خوش جاذبه‌ای هستند که می‌توانند ماندگاری گردشگران را در شهر اصفهان فزونی ببخشند؛ میراث فرهنگی در گزارش‌های میز گردشگری استان روی این موضوع و ایجاد جاذبه گردشگری در این حوزه کار کنند.
چه اشکالی دارد آقای مدیر که قدری بیاندیشیم و با گوشه چشمی به داشته‌هایمان در عرصه فرهنگ و آداب و رسوم و عزمِ اراده برای بازنمایی‌ و پاسداشتشان، تابلویی زیباتر از شیوه مدیریت گردشگری، میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان و چهره‌ای باشکوه‌تر از از زاینده رود حتی خشکیده و اصفهان ترسیم کنیم!


نظرات شما