پیام خراسان - خراسان / جوان ۲۵ سالهای که شهریور سال گذشته در یک اقدام وحشتناک و بیرحمانه، متصدی جوان یک فروشگاه لوازم یدکی خودرو را در بلوار پیروزی مشهد به آتش کشیده بود، در اعترافاتی تکاندهنده به تشریح ماجرای اختلاف خود با مقتول این حادثه هولناک پرداخت و راز این جنایت را فاش کرد.
عصر روز شانزدهم شهریور سال گذشته، جوان ۲۵ سالهای در حالی که بطری حاوی بنزین را در دست داشت، با خونسردی کامل در شیشهای فروشگاه لوازم یدکی را گشود و بنزینها را روی لوازم و متصدی ۲۴ سالهای ریخت که پشت پیشخوان به همراه دوستش نشسته بود. او سپس با همان خونسردی شعله کبریت را روشن و آن را به محلی پرت کرد که بنزینها را ریخته بود.
در همین حال، به خاطر آغشته شدن لباسهای متصدی جوان فروشگاه به مواد قابل اشتعال (بنزین)، ناگهان شعلههای آتش زبانه کشید و در حالی که دوست امیر‑ط از فروشگاه به بیرون فرار کرد، او فریاد میزد: سوختم! سوختم! و بدین ترتیب با کمک اهالی محل و کسبه بازار، پیکر سوخته امیر‑ط به بیمارستان انتقال یافت، اما او ۸ روز بعد به دلیل شدت سوختگی جان سپرد.
در پی وقوع این حادثه دلخراش، تحقیقات گستردهای با حضور قاضی وحید خاکشور (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) در صحنه جنایت آغاز شد، اما عامل آدمسوزی هولناک به مکان نامعلومی گریخته بود. به همین دلیل و با دستورهای ویژه قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب، رصدهای اطلاعاتی برای شناسایی مخفیگاه متهم به کارآگاهان پلیس آگاهی سپرده شد. در این شرایط، جلسه تحلیلی و کارشناسی جرم با بهرهگیری کارآگاهان از تجربیات سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی) برگزار شد و این گونه گروهی از کارآگاهان با هدایت مستقیم سرهنگ ولی نجفی در حالی به تحقیق نامحسوس پرداختند که همه اظهارنظرهای اطرافیان و آشنایان وی حکایت از آن داشت که متهم از طریق مرز آبی به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس گریخته است، اما خیلی زود کنکاشهای تخصصی خط بطلانی بر نظرهای مذکور کشید و مشخص شد که او در مشهد مخفی شده و همه اینها نقشهای برای فریب پلیس است.
در این شرایط بود که با دستور قاضی خاکشور، تصویر بدون پوشش متهم دهم خرداد گذشته در روزنامه خراسان منتشر شد و مسیر تحقیقات پلیس نیز زیر نظر سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) تغییر کرد. طولی نکشید که سرنخهایی از تردد علیرضا فرهنگ (متهم فراری) در بلوار وکیلآباد مشهد به دست آمد و این گونه وی زیر چتر رصدهای دقیق اطلاعاتی کارآگاهان زبده پلیس آگاهی قرار گرفت.
ادامه بررسیها نشان داد که وی با یک موتورسیکلت در مشهد به شغل پیک موتوری مشغول شده است. بنابراین مقدمات یک عملیات غافلگیرانه در حالی به سرپرستی سروان علی سیفی (افسر پرونده) آغاز شد که آنها از طریق دوربینهای مداربسته وکیلآباد ۶۳ او را به طور کامل زیر نظر داشتند. وقتی متهم برای صرف ناهار در کنار پیادهرو نشست، با هماهنگیهای قضایی، عملیات دستگیری آغاز و متهم به آدمسوزی در یک عملیات هماهنگ و غافلگیرانه به دام افتاد. وی پس از انتقال به مقر پلیس آگاهی ضمن اعتراف به آدمسوزی گفت: من با امیر و برادرش در سالهای گذشته شریک کاری بودیم، اما بر سر یک باب منزل مسکونی در خیابان امامت مشهد به اختلاف مالی خوردیم به طوری که امیر (مقتول) قصد تصرف آن ملک را داشت. به همین خاطر من آن روز خیلی عصبانی شدم و برای آن که او را بترسانم، به یکی از جایگاههای سوخت در خیابان سرافرازان رفتم و بعد از تهیه بنزین به فروشگاه لوازم یدکی آنان رفتم. بنزین را روی پیشخوان و لوازم پشت آن ریختم و با کبریت مغازه را به آتش کشیدم. اما قصدم فقط ترساندن امیر بود، اما چون بنزینها روی لباسهایش ریخت، او هم آتش گرفت. بعد از ماجرا من فرار کردم و گوشی تلفنم را هم در خیابان وکیلآباد از داخل خودرو بیرون انداختم و به دوستانم وانمود کردم که قصد خروج از کشور را دارم، ولی بعد از آن در یک مسافرخانه پنهان شدم و با مدارک جعلی و خرید موتورسیکلت به صورت اقساطی و قولنامهای در حالی مشغول کار شدم که از ماسک و کلاه استفاده میکردم و هویتم را تغییر دادم تا این که ناگهان افسران پلیس آگاهی روی سرم ریختند و مرا دستگیر کردند ...
تحقیقات بیشتر در این باره همچنان ادامه دارد.