پیام خراسان - مهر / جزیره خارگ در جریان جنگ تحمیلی سوم، همزمان با قرار گرفتن در معرض حملات گسترده و اصابت ۵۴۸ موشک، به یکی از صحنههای مهم تابآوری مردم و استمرار فعالیت صنعت انرژی کشور تبدیل شد.
خارگ طی دهههای گذشته به دلیل استقرار تأسیسات و پایانه صادرات نفت، جایگاهی راهبردی در اقتصاد کشور پیدا کرده است.
همین موقعیت موجب شده است نام خارگ در سالهای جنگ تحمیلی نیز با حملات به تأسیسات نفتی و تلاش برای ایجاد اختلال در صادرات نفت گره بخورد.
تجربه سالهای دفاع مقدس برای مردم خارگ، یک خاطره دور تاریخی نیست؛ جنگ بخشی از زندگی نسلی از ساکنان جزیره بوده است. حملات هوایی، پناه گرفتن، فعالیت بیمارستان زیرزمینی و تلاش برای حفظ جریان زندگی در کنار تأسیسات نفتی، بخشی از حافظه جمعی مردم خارگ را تشکیل میدهد.
با آغاز جنگ تحمیلی سوم، این تجربه تاریخی بار دیگر در برابر مردم جزیره قرار گرفت؛ با این تفاوت که این بار علاوه بر زیرساختهای نفتی، ارتباط مردم با سرزمین اصلی و استمرار خدمات عمومی نیز در معرض تهدید قرار داشت.
۵۴۸ اصابت موشکی به خارگ
نگهدار حسینپور، بخشدار ویژه خارگ با اشاره به شرایط ایجادشده در جریان جنگ تحمیلی سوم اظهار کرد: بیش از ۵۴۸ اصابت موشکی در جزیره خارگ به ثبت رسید و در یکی از شدیدترین حملات، در روز ۲۶ اسفند ۵۰ اصابت موشکی در جزیره رخ داد.
حسینپور افزود: در این شرایط، مجموعه دستگاههای اجرایی و خدماتی جزیره تلاش کردند خدمات مورد نیاز مردم بدون وقفه ادامه پیدا کند و مسائل مربوط به آب، برق، درمان، حملونقل و تأمین کالاهای اساسی مدیریت شود.
بخشدار ویژه خارگ ادامه داد: یکی از مسائل مهم در این دوره، حفظ ارتباط جزیره با سرزمین اصلی بود؛ موضوعی که با توجه به شرایط جنگی و حمله به شناورها اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.
حسینپور گفت: طی ۲ روز متوالی، ۶ شناور مسافربری مورد هدف قرار گرفتند، اما با استفاده از ظرفیت شناورهای مردمی و صیادی، جابهجایی مردم و نیروهای شاغل ادامه یافت و ارتباط خارگ با سرزمین اصلی قطع نشد.

مردم؛ نخستین حلقه تابآوری خارگ
در این میان، روایت جنگ خارگ بدون روایت مردم جزیره کامل نیست. برای یک جامعه جزیرهای، حمله به شناور تنها به معنای از دست رفتن یک وسیله حملونقل نیست؛ این اتفاق میتواند مسیر تأمین کالا، رفتوآمد نیروها، دسترسی به خدمات و ارتباط خانوادهها با سرزمین اصلی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، بخشی از ظرفیت شناورهای مردمی و صیادی برای حفظ ارتباط جزیره به کار گرفته شد؛ اقدامی که نشان میدهد تابآوری خارگ تنها در ساختارهای رسمی شکل نگرفت و مردم نیز در حفظ ارتباط و استمرار زندگی روزمره نقش داشتند.
در روزهای جنگ، زندگی مردم همچنان باید جریان میداشت؛ نان باید پخته میشد، بیماران باید درمان میشدند، نیروها باید به محل کار میرسیدند و خانوادهها باید امور روزمره خود را مدیریت میکردند.
همین استمرار زندگی روزمره، یکی از مهمترین بخشهای کمتر دیدهشده مقاومت خارگ است.
خاطرات جنگ هنوز در میان بومیان خارگ زنده است
علی قاسمی، از بومیان خارگ، بخشی از خاطرات نسل خود از دوران دفاع مقدس را روایت میکند؛ دورانی که حملات به خارگ موجب شد حتی موضوع درمان و امدادرسانی نیز با شرایط جنگی پیوند بخورد. بیمارستان زیرزمینی خارگ یکی از یادگارهای همان دوره است؛ مرکزی که در شرایط تشدید حملات هوایی و دشوار شدن انتقال مجروحان، برای ارائه خدمات درمانی در داخل جزیره ایجاد شد.
قاسمی معتقد است آنچه در آن سالها بر مردم خارگ گذشت، تنها تاریخ صنعت نفت یا تاریخ نظامی کشور نیست؛ بخشی از تاریخ زندگی مردم این جزیره است؛ مردمی که در کنار کارکنان صنعت نفت، سالهای جنگ را تجربه کردند و تلاش کردند زندگی در خارگ ادامه داشته باشد.
این حافظه تاریخی در جنگ تحمیلی سوم نیز برای مردم جزیره معنا پیدا کرد؛ چرا که نسل جدید خارگ بار دیگر با شرایطی مواجه شد که پیش از آن در خاطرات خانوادهها و نسلهای قدیمیتر شنیده بود.

دفاع از خارگ، دفاع از حیثیت ملی بود
عباس اسدروز، مدیرعامل شرکت پایانههای نفتی ایران، نیز با اشاره به جایگاه خارگ، دفاع از این جزیره را فراتر از حفاظت از یک مجموعه صنعتی دانست و تأکید کرد: دفاع از خارگ، دفاع از حیثیت ملی و تمدن ایرانی بود.
اسدروز با اشاره به اهمیت پایانه خارگ اضافه کرد: این جزیره یکی از مهمترین حلقههای زنجیره صادرات نفت ایران است و حفظ پایداری فعالیت آن در شرایط بحرانی، اهمیت ملی دارد.
اسدروز افزود: کارکنان صنعت نفت در کنار وظایف تخصصی خود، در شرایط جنگی مسئولیت حفظ آمادگی عملیاتی و صیانت از زیرساختهای راهبردی کشور را نیز بر عهده داشتند.
وی ادامه داد: تجربه جنگ نشان داد که استمرار فعالیت صنعت نفت در شرایط بحران، نیازمند آمادگی نیروی انسانی، برنامهریزی، پدافند غیرعامل و حفظ توان عملیاتی تأسیسات است.
نفت و زندگی؛ دو روایت جدا از هم نیستند
خارگ در جنگ تحمیلی سوم با یک واقعیت مهم مواجه بود؛ صنعت نفت و زندگی مردم از یکدیگر جدا نبودند.
تأسیسات نفتی برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی و ثبات اجتماعی نیاز داشتند و مردم نیز برای ادامه زندگی به استمرار خدمات، ارتباط دریایی و فعالیتهای اقتصادی وابسته بودند.
به همین دلیل، هر اقدامی برای حفظ ارتباط جزیره با سرزمین اصلی، هر شیفت کاری کارکنان نفت و هر فعالیت خدماتی در شرایط حمله، بخشی از یک زنجیره واحد بود.
در چنین شرایطی، مقاومت تنها به معنای ایستادگی در برابر حمله نبود؛ حفظ کار و زندگی نیز بخشی از مقاومت محسوب میشد.

بازسازی؛ مرحله بعد از مقاومت
پس از هر حمله، مرحله دیگری آغاز میشود؛ مرحلهای که در آن باید خسارتها ارزیابی، تأسیسات بازسازی و خدمات به شرایط پایدار بازگردانده شوند.
تجربه خارگ نشان میدهد تابآوری یک جامعه یا زیرساخت، زمانی معنا پیدا میکند که بتواند پس از حادثه به فعالیت بازگردد.
در این جزیره، بازسازی تنها به معنای تعمیر تأسیسات نفتی نیست؛ بازگشت خدمات عمومی، استمرار ارتباط دریایی، حفظ فعالیتهای اقتصادی و بازگرداندن آرامش به زندگی مردم نیز بخشی از فرآیند بازسازی است.
آنچه از جنگ تحمیلی سوم در خارگ باقی مانده، فقط آمار حملات نیست. ۵۴۸ اصابت موشکی، حمله به شناورهای مسافری و قرار گرفتن زیرساختهای راهبردی در معرض تهدید، بخش سخت و خشن این روایت است؛ اما در سوی دیگر آن، مردمی قرار دارند که ارتباط جزیره را حفظ کردند، نیروهای خدماتی که شهر را اداره کردند، کادر درمانی که آماده ماندند و کارکنان صنعت نفتی که مأموریت خود را ادامه دادند.
خارگ در این جنگ بار دیگر نشان داد که مقاومت یک جزیره فقط در تأسیسات و تجهیزات آن خلاصه نمیشود؛ مردم، بخشی از زیرساخت تابآوری آن هستند.
روایت خارگ، روایت جزیرهای است که دشمن تلاش کرد با حمله به آن، هم یک شریان اقتصادی و هم زندگی یک جامعه را مختل کند؛ اما در نهایت، پاسخ جزیره در ادامه کار و زندگی شکل گرفت.
خارگ ماند؛ مردمش ماندند، چراغ خدماتش روشن ماند و صنعتش به مأموریت خود ادامه داد. شاید دقیقترین تعریف از مقاومت همین باشد؛ اینکه پس از حمله، دوباره بتوانی شهر را سرپا کنی و اجازه ندهی زندگی متوقف شود.