پیام خراسان - خبرگزاری مهر- گروه استانها، مهدی عزتی یزدانی: دیگر نمیتوان از یک تجمع چندروزه یا یک حضور مقطعی سخن گفت؛ حالا روایت به ۱۷۵ شب رسیده است. ۱۷۵ شب حضور، ۱۷۵ شب قرار مردمی و ۱۷۵ شب گردهمایی در میدان شهید بجنورد؛ از روزهای سرد اسفندماه تا شبهای گرم مرداد، مردمی که شبهای متوالی در کنار یکدیگر ایستادهاند تا سوگ، وفاداری، مطالبه خونخواهی و پایبندی خود به آرمانهای انقلاب را فریاد بزنند.
از نهم اسفندماه، زمانی که نخستین تجمعها شکل گرفت، تا امشب که مردم بجنورد برای صد و هفتاد و چهارمین شب متوالی در میدان شهید گرد هم آمدهاند، روزها و ماهها گذشته است؛ زمستان جای خود را به بهار داد، نوروز سپری شد، روزهای گرم تابستان از راه رسید، اما قرار شبانه مردم بجنورد همچنان پابرجا ماند.
این استمرار، مهمترین ویژگی تجمعات مردمی بجنورد در ماههای گذشته است. اگر حضور در شبهای نخست را بتوان واکنشی طبیعی به یک حادثه بزرگ و تلخ دانست، ادامه این حرکت برای ۱۷۵ شب، روایت دیگری دارد؛ روایتی از مردمی که تصمیم گرفتهاند حضور خود را به یک شب و یک هفته محدود نکنند.
امشب، عدد ۱۷۵ دیگر فقط یک عدد نیست؛ پشت این عدد، ۱۷۵ شب خاطره، اشک، شعار، دعا، حضور خانوادگی و مطالبهگری قرار دارد.

از سرمای اسفند تا گرمای مرداد؛ ۱۷۵ شب یک قرار مردمی؛
نخستین شبهای این حضور با روزهای سرد اسفندماه همراه بود. مردمی که در آن روزها برای ابراز اندوه و مطالبه خونخواهی رهبر شهید انقلاب گرد هم آمدند، شاید تصور نمیکردند این حضور شبانه، ماهها ادامه پیدا کند.
اما آنچه در ادامه اتفاق افتاد، شکلگیری یک قرار مردمی بود.
هر شب، میدان شهید بجنورد میزبان گروهی از مردم شد؛ پیر و جوان، زن و مرد، خانوادهها، دانشآموزان، دانشجویان، کارمندان، معلمان، پزشکان، بازاریان و اقشار مختلف جامعه.
روزها میگذشت، اما شب که فرا میرسید، میدان شهید بار دیگر به نقطه قرار تبدیل میشد.
در این مدت، شرایط آبوهوایی نیز تغییر کرد؛ شبهای سرد و گاه برفی اسفند جای خود را به شبهای بهاری داد و پس از آن، گرمای تابستان از راه رسید، اما استمرار حضور مردم، مهمترین تصویر این تجمعها باقی ماند.
۱۷۵ شب یعنی یک حرکت اجتماعی از مرز واکنش اولیه عبور کرده است.
۱۷۵ شب یعنی حضور برای بخشی از مردم به برنامهای ثابت تبدیل شده است.
۱۷۵ شب یعنی خانوادههایی که در طول ماهها، شبهای خود را با حضور در میدان شهید گره زدهاند.
میدان شهید؛ قرارگاهی برای حضور مردم
در این ۱۷۵ شب، میدان شهید بجنورد تنها یک مکان جغرافیایی نبوده است.
این میدان در ماههای گذشته به نقطهای برای همدلی مردم تبدیل شده؛ جایی که افراد با سن، شغل و شرایط اجتماعی متفاوت، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
کودکانی که همراه پدر و مادر خود آمدهاند، جوانانی که پس از پایان کار و تحصیل در مراسم حاضر شدهاند، سالمندانی که با وجود دشواریهای جسمی خود را به میدان رساندهاند و خانوادههایی که حضور در این تجمعها را به بخشی از برنامه شبانه خود تبدیل کردهاند، همه بخشی از تصویر این ۱۷۵ شب هستند.
برای برخی، این حضور یک وظیفه اعتقادی بوده است؛ برای برخی دیگر، راهی برای ابراز احساسات و برای گروهی نیز فرصتی برای اعلام موضع و همراهی با یک مطالبه مشترک.

اما نقطه اشتراک همه آنها، استمرار حضور در کنار یکدیگر بوده است.
روایت مردم؛ «تا زمانی که توان داشته باشیم، میآییم»
یکی از مهمترین ویژگیهای این تجمعها، حضور اقشار مختلف مردم است.
در شبهای گذشته، روایتهای متعددی از افرادی ثبت شده که با وجود مشغله کاری، مشکلات جسمی و فاصله محل زندگی خود با بجنورد، تلاش کردهاند در این قرار شبانه حضور داشته باشند.
پزشکانی که پس از پایان ساعت کاری راهی میدان شدهاند، معلمانی که پس از طی مسیر از روستاها و شهرهای اطراف خود را به جمع مردم رساندهاند، مادرانی که همراه فرزندانشان در تجمع حاضر شدهاند و سالمندانی که با وجود دشواریهای جسمی، حضور در میان مردم را رها نکردهاند، نمونههایی از این روایتها هستند.
یکی از معلمان حاضر در تجمعهای گذشته، حضور شبانه در کنار مردم را کمترین کاری دانسته بود که میتواند برای کشور و آرمانهایش انجام دهد.
وی معتقد بود مسیر و خستگی نمیتواند مانع از حضور کسی شود که این حضور را وظیفه خود میداند.
این نگاه، در میان بسیاری از حاضران دیده میشود؛ اینکه حضور در میدان شهید، صرفاً شرکت در یک مراسم نیست، بلکه بخشی از یک باور و احساس مسئولیت است.
حضور خانوادگی؛ روایت چند نسل در یک میدان
شاید یکی از مهمترین تصاویر این ۱۷۵ شب، حضور خانوادهها باشد.
در بسیاری از شبها، پدر و مادر در کنار فرزندان خود در میدان شهید حضور یافتهاند.
کودکانی که شاید معنای همه اتفاقات سیاسی و اجتماعی را ندانند، اما در کنار خانوادههای خود، بخشی از این تجربه جمعی شدهاند.
جوانانی که در کنار پدران و مادرانشان ایستادهاند و نسلهای مختلفی که در یک نقطه مشترک گرد هم آمدهاند، تصویر متفاوتی از این تجمعها ساختهاند.
برای برخی خانوادهها، حضور شبانه در میدان شهید به یک قرار خانوادگی تبدیل شده است.
شام زودتر خورده میشود، برنامههای روزانه تنظیم میشود و سپس اعضای خانواده راهی میدان میشوند.
این استمرار خانوادگی، یکی از دلایلی است که میتوان تجمعهای بجنورد را فراتر از یک برنامه مقطعی دانست.

از هفتادمین شب تا صد و هفتاد و پنجمین شب؛
در مقاطع مختلف، شمار شبهای این تجمعها به یک نشانه برای سنجش استمرار حضور مردم تبدیل شد.
زمانی که تجمعها به شب هفتادم رسید، شاید کمتر کسی تصور میکرد این قرار همچنان ادامه پیدا کند و ماهها بعد، شمار آن از صد شب و سپس از ۱۴۰ شب عبور کند.
اما امروز، مردم بجنورد در صد و هفتاد و پنجمین شب حضور خود قرار دارند.
این عدد، یک مسیر طولانی را پشت سر خود دارد.
از شبهای نخست اسفندماه تا امروز، هر شب صفحه دیگری از این روایت نوشته شده است.
در برخی شبها جمعیت بیشتری حضور داشته و در برخی شبها جمعی کوچکتر، اما استمرار حضور متوقف نشده است.
گاهی هوای سرد و گاهی گرمای تابستان، گاهی مشغله کاری و گاهی تعطیلات، هیچکدام نتوانسته اصل این قرار شبانه را از بین ببرد.

دانشگاهیان و نخبگان در کنار مردم؛
حضور در تجمعهای خونخواهی رهبر شهید انقلاب تنها محدود به یک گروه اجتماعی نبوده است.
دانشگاهیان، معلمان، پزشکان و فعالان اجتماعی نیز در طول این مدت در کنار سایر مردم حضور داشتهاند.
این حضور، از یک منظر اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که نشان میدهد این حرکت مردمی، طیفی متنوع از جامعه را دربر گرفته است.
دانشگاهی که پس از پایان فعالیت روزانه خود را به میدان میرساند، معلمی که از فاصلهای دور راهی بجنورد میشود و پزشکی که پس از ساعتها فعالیت کاری در کنار خانوادهاش در تجمع حاضر میشود، هر کدام روایت متفاوتی از انگیزه حضور دارند.

وقتی اشک و دعا، پایان هر شب میشود
یکی از لحظات مشترک بسیاری از این شبها، پایان مراسم و فضای معنوی حاکم بر میدان است.
پس از شعارها، سخنرانیها و برنامههای مختلف، لحظه دعا برای بسیاری از حاضران به یکی از تأثیرگذارترین بخشهای مراسم تبدیل میشود.
در این لحظات، فضای یک تجمع سیاسی و اجتماعی با حالوهوای معنوی و سوگواری گره میخورد.
اشکها، بغضها و دعاها، بخش دیگری از روایت این ۱۷۵ شب است.
برای برخی حاضران، شاید همین لحظات دلیل اصلی استمرار حضور باشد؛ احساس اینکه در میان جمعی بزرگتر از خود قرار گرفتهاند و غم و مطالبهای مشترک را با دیگران تقسیم میکنند.

روایت یک نذر؛ وقتی مطالبه از میدان فراتر میرود
یکی از اتفاقات قابل توجه در طول این شبها، اقدام یک بانوی بجنوردی در اهدای طلاهای شخصی خود برای خونخواهی رهبر شهید انقلاب بود.
این اقدام که در یکی از شبهای تجمع بازتاب گستردهای پیدا کرد، نشان داد که برای برخی از حاضران، این مطالبه تنها در سطح حضور فیزیکی و شعار باقی نمانده است.
او تصمیم گرفت بخشی از دارایی شخصی خود را نیز در مسیر این باور و مطالبه قرار دهد.
این اتفاق، یکی از صحنههای ماندگار تجمعهای مردم بجنورد بود؛ صحنهای که بار دیگر نشان داد هر فرد، به اندازه توان و باور خود، میتواند روایت متفاوتی از همراهی و حضور بسازد.

مردم، محور اصلی یک حرکت مستمر؛
اگر بخواهیم مهمترین ویژگی این تجمعها را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت که محور اصلی آن، خود مردم هستند.
مردمی که شب به شب آمدهاند.
برخی از ابتدا حضور داشتهاند، برخی در طول مسیر به جمع اضافه شدهاند و برخی شاید نتوانسته باشند در تمام شبها حاضر شوند، اما در مقاطع مختلف خود را به میدان رساندهاند.
این حرکت، در طول ماههای گذشته بر پایه استمرار حضور مردمی شناخته شده است.
شاید تعداد افراد حاضر در هر شب یکسان نباشد، اما اصل حضور و ادامه یافتن این قرار، همان ویژگیای است که ۱۷۵ شب را معنادار کرده است.
۱۷۵ شب و یک خاطره ماندگار برای بجنورد
اکنون که مردم بجنورد در صد و هفتاد و پنجمین شب حضور خود ایستادهاند، نگاه به مسیر طیشده اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از نهم اسفندماه تا امروز، زمان زیادی گذشته است.
زمستان تمام شده، بهار سپری شده و تابستان به روزهای پایانی خود نزدیک شده است.
اما میدان شهید همچنان شاهد حضور مردمی است که تصمیم گرفتهاند مطالبه خود را زنده نگه دارند.
۱۷۵ شب را نمیتوان تنها با آمار و عدد توضیح داد.
این عدد، مجموعهای از صدها و هزاران حضور است.
حضور پدری در کنار فرزندش.
حضور مادری با وجود خستگی و دشواری.
حضور جوانی که پس از پایان کار خود را به میدان رسانده است.
حضور معلمی که مسیر طولانی را طی کرده است.
حضور پزشکی که پس از پایان ساعت کاری در کنار مردم ایستاده است.
حضور سالمندی که با وجود مشکلات جسمی، خانه را ترک کرده تا در کنار دیگران باشد.
هر کدام از این افراد، بخشی از داستان ۱۷۵ شب هستند.
اهمیت این حضور را شاید بتوان در همین استمرار جستوجو کرد.
آغاز کردن یک حرکت، دشوار است؛ اما ادامه دادن آن برای ۱۷۵ شب، معنای دیگری دارد.
ادامه دادن یعنی هر شب تصمیمی دوباره گرفته میشود.
هر شب کسی تصمیم میگیرد از خانه بیرون بیاید.
هر شب خانوادهای برنامه خود را با این قرار تنظیم میکند.
هر شب، میدان شهید دوباره به نقطه دیدار تبدیل میشود.
به همین دلیل، ۱۷۵ شب را باید بیش از هر چیز، روایت «استمرار» دانست.
استمرار یک مطالبه.
استمرار یک حضور.
استمرار یک همدلی.
و استمرار خاطرهای که مردم بجنورد نخواستهاند با گذشت روزها به فراموشی سپرده شود.

امشب، صد و هفتاد و پنجمین شب این تجمعهاست؛ شبی که در کنار ۱۷۴ شب گذشته، صفحهای دیگر از حافظه جمعی بجنورد را شکل میدهد.
این ۱۷۵ شب، از سرمای اسفند آغاز شد و تا شبهای مرداد ادامه پیدا کرد.
در این مسیر، فصلها تغییر کردند، روزها گذشتند و تقویم ورق خورد، اما قرار مردم در میدان شهید باقی ماند.
شاید سالها بعد، وقتی از ماههای پرالتهاب و روزهای خاص این دوره سخن گفته شود، یکی از تصاویر ماندگار بجنورد، همین میدان و مردمی باشد که شبهای متوالی در آن گرد هم آمدند.
مردمی که با وجود تفاوت در سن، شغل، محل زندگی و شرایط شخصی، یک نقطه مشترک داشتند؛ اینکه نمیخواستند مطالبه خونخواهی رهبر شهید انقلاب، تنها به روزهای نخست محدود شود.
و حالا، در شب صد و هفتاد و چهارم، این روایت همچنان ادامه دارد.
۱۷۵ شب گذشت؛ اما قرار مردم بجنورد در میدان شهید، همچنان روایت یک حضور است.